گذرگاه 1405
محسن حقیقت بعد از ۱۰ سال ناصر بهجت را که در سال ۵۷ مامور شهربانی بوده و طی تحقیق در مورد قتل یک خان در روستایی اطراف کرمانشاه به مدارکی در مورد زمین خواری دست پیدا کرده بود و از همان زمان ناپدید شده بود را پیدا میکند.
محسن حقیقت بعد از ۱۰ سال ناصر بهجت را که در سال ۵۷ مامور شهربانی بوده و طی تحقیق در مورد قتل یک خان در روستایی اطراف کرمانشاه به مدارکی در مورد زمین خواری دست پیدا کرده بود و از همان زمان ناپدید شده بود را پیدا میکند.
این سریال دربارهٔ زندگی محبوبه و ایرج است که به همراه دو فرزندشان، پروانه و پرهام، پس از سالها تلاش و پسانداز خانهای خریداری میکنند. ورود این خانواده به خانهٔ جدید، رازهایی پنهان را آشکار میکند که زندگی آنان را دگرگون میسازد
سریال «بیعاطفه»، داستان آشنای اختلاف کهنه و دیرینهی دو برادر، کامران و بهرام، است که در طی سالها حلنشده باقی مانده و مانند سدی در مقابل عشق شکلگرفته میان فرزندان آنها قرار میگیرد. عاطفه و علی که سالها از هم خبر نداشتند، در اینستاگرام یکدیگر را پیدا میکنند و همین موضوع سبب شکل گرفتن ارتباط بیشتر و علاقه بین آنها میشود؛ دقیقا جایی که درام شکل میگیرد و مخاطب را با خود همراه میکند. نفرت حاصل از اختلاف قدیمی دو برادر بر سر ملکی موروثی از یک طرف، و عشق شکلگرفته میان نسل بعدی خانواده از طرفی دیگر، همان موضوع آشنای تقابل عشق و نفرت است ....
داستان این مجموعه با نگاهی طنزآمیز به سبک زندگی و روابط انسانی، داستان چند کارگر باربری را روایت میکند که با حضور در منازل و اماکن مختلف برای اسبابکشی، ناخواسته وارد ماجراها و موقعیتهای متفاوت و گاه چالشبرانگیز میشوند؛موقعیتهایی که هر کدام بستری برای پرداختن به مسائل اخلاقی و خانوادگی فراهم میکند.
داستان سریال وحشی ۲ از زندان و زندگی «داوود اشرف» پس از آزادیاش شروع میشود؛ جایی که او با واقعیتهای تلختری روبرو شده، درگیر سرقتهای مسلحانه میشود و در نبردی سخت برای بازگشت به زندگی عادی و فرار از تقدیر تاریکش، با شخصیتهای جدید و چالشهای عمیقتری دست و پنجه نرم میکند. این فصل به عمق شخصیت داوود و تلاشهایش برای دوام آوردن در دنیای بیرون و درگیری با تقدیر میپردازد.
داوود، مردی میانسال و کارگر معمولی است که بهتازگی اخراج شده و درگیر مشکلات مالی و خانوادگی شدیدی است. ناگهان موجودی ماورایی به نام «اجل معلق» (با بازی بهزاد خلج) وارد زندگیاش میشود و هشدار میدهد هر لحظه ممکن است مرگ سراغش بیاید—حتی هنگام رانندگی یا ایستادن پشت چراغ قرمز .
در این فصل، سارا و نیکا در آستانه ازدواج هستند و نقی برای ازدواجشان شرایط سختی در نظر گرفته است. از سوی دیگر، در شب میهمانی ارسطو به افتخار همسر جدیدش، یک شهاب سنگ در خانهٔ خانواده معمولی سقوط میکند. ارسطو و رحمت با پنهان کردن این موضوع از نقی، قصد فروش سنگ سقوط کرده را دارند و در این میان، ماجراهای دیگری نیز برای خانواده معمولی و اطرافیانشان رخ میدهد.
این فیلم به برشی از زندگی شهید سعید قهاری پس از دوران جنگ میپردازد.