برچسب جعفر اخگری

حکایت های کمال 2 1404

قصه در دهه ۴۰ شمسی روایت شده و محور آن خاطرات پسربچه‌ای به نام کمال است که با خانواده و دوستان درگیر ماجراهای کوتاه و آموزنده می‌شود. این فصل با پرشی زمانی ۴ ساله نسبت به فصل اول همراه است؛ کمال بزرگ‌تر شده و ارتباطاتش نیز جدی‌تر شده‌اند. کمال تحت تأثیر یک معلم اهل مطالعه رشد می‌کند و ضمن ارتباط با خانواده، به دغدغه‌های عمیق‌تری نزدیک می‌شود.

جمشیدیه 1397

سارا و امير زوجي جوان، در خيابان با يک راننده تاکسي درگير ميشوند و سارا براي دفاع از امير با گوشي موبايلش ضربه هايي به راننده تاکسي ميزند. پس از يک روز آنها متوجه مي شوند که راننده تاکسي فوت شده است و سارا در عذاب وجداني ميماند که ضربه هاي او باعث مرگ راننده ميانسال شده است. او خود را معرفي مي کند و ....

شبی که ماه کامل شد 1397

عبدالحميد در بازار عاشق فائزه دختر زيباروي تهراني ميشود. آنها با يکديگر ازدواج ميکنند و زندگي عاشقانه اي را آغاز مي کنند. پس از مدتي فائزه متوجه مي شود که خانواده عبدالحميد در بلوچستان کارهاي خلاف و خطرناکي انجام ميدهند. او براي دور کردن عبدالحميد و فرزندش، از شرايط پيش آمده به فکر مهاجرت مي افتد اما مجبور ميشود براي مدتي به همراه عبدالحميد به پاکستان برود و در خانه عبدالمالک ريگي برادر عبدالحميد سکونت يابد....