۵ سال با عشق مراقب سید بودم و حالا او مراقب زندگیمان است
هر وقت با هم حرف میزدیم امکان نداشت از جبهه و جنگ تعریف نکند. از دلاورمردیهای جانبازان و رزمندگان صحبت میکرد. وقتی میخواست برای دخترمان قصه بگوید از ماجراهای زمان جنگ و خاطراتش میگفت. همیشه یاد بچههای جنگ بود. از شهادت و شادی و ناراحتی و جنگیدن رزمندگان صحبت میکرد
