ورود به دوره فرسایشی جنگ
انشقاق داخلی که منتظر بهانهای برای ابراز وجود بود، ورود به خاک عراق را پیراهن عثمان کرد و علناً به مخالفت با تداوم جنگ پرداخت. سوت آغاز عملیاتی فرسایشی نواخته شده بود که از سوی جریانهای داخلی و خارجی پیش برده میشد
انشقاق داخلی که منتظر بهانهای برای ابراز وجود بود، ورود به خاک عراق را پیراهن عثمان کرد و علناً به مخالفت با تداوم جنگ پرداخت. سوت آغاز عملیاتی فرسایشی نواخته شده بود که از سوی جریانهای داخلی و خارجی پیش برده میشد
ما هشت سال جنگیده بودیم و نهایتاً با شرایطی که همه میدانیم جام زهر به امام نوشانده شد. حالا دشمن در یک نقض عهد آشکار، دوباره به ما حمله کرده بود و هدفش اشغال خرمشهر یا رسیدن به دروازههای اهواز بود. اگر چنین اتفاقی میافتاد، آن هم بعد از هشت سال جنگ، خب مسلماً باعث سرشکستگی جبهه اسلام میشد
در طول دفاع مقدس شهادت چند برادر یا چند عضو خانواده در جبهههای جنگ یا حوادث ناشی از بمباران، ترور و... بارها اتفاق افتاده است. شش برادر شهید قادرخانزاده (از شهدای اهل سنت)، چهار برادر شهید جوادنیا، سه برادر شهید سرمدی، سه برادر شهید حسینجانی و...
متن زیر خاطره فرهاد صحرانورد یکی از رزمندگان دفاع مقدس از اولین روزهای حضور در جبهههای جنگ است.
همرزم شهید زارعیان میگوید: آفتاب سوزان تیرماه خوزستان، امان همه را بریده بود. فریادهای اسماعیل بچهها را به جلو میراند. روز دوم عملیات بود که ناگهان ترکش گلوله تفنگ ۱۳۰ میلیمتری دست چپ اسماعیل را از مچ قطع کرد.