برچسب جانباز شیمیایی

قدّم به نگهبانی دادن در سنگر هم قد نمی‌داد

اولین بار به کردستان اعزام شدم. نزدیک شش ماه کردستان بودم. وقتی می‌خواستم نگهبانی بدهم زیر پایم دو بلوک می‌گذاشتم تا بتوانم نگهبانی بدهم. قدم به سنگر نمی‌رسید. از کردستان که برگشتم یک هفته هم در خانه نماندم. دوباره برگشتم جبهه و به عملیات کربلای 4 رفتم

بابا سوابق جبهه‌اش را ذخیره آخرت می‌دانست

یک موقعی از سامرا تازه برگشته بود که در زلزله کرمانشاه و سرپل‌ذهاب حضور پیدا کرد و در کمک‌رسانی و بازسازی مجدد منازل آنجا فعال بود. چند ماه آنجا ماند و این دوری‌هایش برای مادرم و خانواده خیلی سخت بود. یادم است از بچگی به خاطر مأموریت‌های جبهه پدر زیاد توفیق نداشتیم او را ببینیم و تا زمان بزرگ شدنمان همین مسئله ادامه داشت