برچسب جابر انصاریان

بازیگوش ها (رامینالدو) 1398

چند پسربچه در یک روستای شمال ایران، تعطیلات تابستان را صرف سر و سامان دادن به تیم فوتبال‌شان می‌کنند. آن‌ها در این مسیر با موانعی روبرو می‌شوند اما برای مقابله با مشکلات راه جالبی را در پیش می‌گیرند و...

پیشی میشی 1398

پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند

سینما خر(مشمشه) 1397

داستان یک گروه فیلمبرداری را روایت می‌کند که در حال ساخت فیلمی هستند. آنان برای چند سکانس از فیلم احتیاج به یک خر دارند و همین امر کل گروه را با ماجراهای مختلفی مواجه می‌کند …

اسب سفید پادشاه 1393

فيلم در باره‌ي دختر جواني به نام ماري است كه پس از چند ماه از زندان آزاد مي‌شود و در صدد يافتن نامزد خود بر مي‌آيد. او براي يافتن نامزدش و خروج از بحراني كه در زندگي گرفتا رآن شده دست به دامان ياشار دوست سهيل مي‌شود؛ اما طولي نمي‌كشد كه در مي‌يابد كه سهيل در شرف ازدواج با دختر ديگري است.

آپاندیس 1395

لیلا برای گرفتن جواب آزمایش خود به بیمارستانی می‌آید که شوهر دومش محسن در آن کار می‌کند. او درحالی که منتظر گرفتن جواب آزمایش است به زری و رضا دو آشنای قدیمی برخورد می‌کند. زری از شدت درد آپاندیس به خود می‌پیچد.

موعد دفترچه زری سرآمده و رضا چون پول ندارد تا زری را آزاد درمان کند از لیلا می‌خواهد تا دفترچه خودش را در اختیار او بگذارد. این کار غیر قانونی مشکلاتی را به وجود می‌آورد که سرآغاز ماجراهای بعدی است.