آسمان غرب 1402
«آسمان غرب» گوشهای از ایستادگی و دلاورمردیهای خلبان قهرمان شهید علیاکبر شیرودی را در التهابات یک ماه نخست جنگ در منطقه غرب کشور روایت میکند.
«آسمان غرب» گوشهای از ایستادگی و دلاورمردیهای خلبان قهرمان شهید علیاکبر شیرودی را در التهابات یک ماه نخست جنگ در منطقه غرب کشور روایت میکند.
فیلم سرهنگ ثریا درباره مادری است که فرزندش توسط گروه منافقین به پادگان اشرف رفته و مادر تلاش خود را برای آزادی فرزندش از دست این گروه تروریستی انجام میدهد…
فیلم «خانه پدرم» داستان پسری به نام «کاوه» است که به خاطر یک دزدی کوچک دچار دردسر شده است. پدر و مادر او از هم جدا شدند و هر یک زندگی خود را دارند. مادر کاوه او را به پدرش می سپارد و در این میان مشکلاتی برای پدرش به وجود می آید.
این فیلم نُه روز از زندگی خواننده جوانی را به تصویر می کشد که متفاوت ترین روزهای عمر او به حساب می آید.
این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه میپردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شدهاست. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده میشود، که نقش او را علی شادمان بازی میکند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونتشان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده میشود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران میشود. سالها بعد او در یک خانواده تودهای بزرگ میشود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده میشود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی میبرد. همین باعث میشود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.
در مراسم عروسي يک اتفاق ناگهاني باعث کشته شدن پدر خانواده مي شود. يکي از اعضاي خانواده مقتول به دنبال اين است که بر هر شکل قصاص انجام شود و بخش ديگري از اعضاي خانواده در برابر اين خواسته مقاومت مي کنند. کشمکش ميان اين دو گروه باعث شکل گيري شرايطي مي شود که همه را درگير مي کند.
ارژنگ صنوبر (رضا عطاران)، مردی ۵۰ ساله، در زندگی خود دچار تجربههای متفاوت و سخت عاشقانهای میشود و فیلم بازگوکننده آن ماجراهاست. او که از کودکی رؤیا (مهناز افشار) را دوست داشته، به دلایلی نمیتواند با او ازدواج کند و رؤیا با توجه به محدودیتهای اجتماعی دههٔ شصت، به همراه خانوادهاش راهی آمریکا میشود. ارژنگ که هرگز رؤیا را فراموش نکرده، دست به کارهای عجیب و غریبی میزند و در مقاطع مختلفی باز با رؤیا روبهرو میشود. اما هر بار ناکام میماند. او که حالا در دههٔ پنجم زندگیش ثروتمند شده، دردمندانه و مصرانه از رؤیا میخواهد که در ایران بماند و با او زندگی کند. سکانس پایانی فیلم به تصمیم رؤیا میپردازد.در آخر ارژنگ رویا را راهی آمریکا میکند اما رویا دوباره برمیگردد.