برچسب تیمورتاش

قتل تیمورتاش، هموار کردن راه برای ولیعهدی بی‌تجربه

رضاخان در خصوص برکناری تیمورتاش گفته بود: «دربار را منحل کنید، من دربار نمی‌خواهم و تیمورتاش وزیر دربار من نیست!» البته برخی معتقدند این اقدام رضاخان برای هموار کردن راه به قدرت رسیدن ولیعهد کم سن و بی‌تجربه‌اش بود. چون تا زمانی که رجل بانفوذ و تشنه قدرتی همچون تیمورتاش بر سر کار بود، عرصه برای به قدرت رسیدن ولیعهد کوچک پهلوی سخت می‌نمود

نمایندگان اقلیت تأمین جانی نداشتند!

نمایندگان اقلیت با تمام هراسی که از عدم تأمین جانی خود داشتند، در اتاق فراکسیون اجتماع کردند و به انتظار مدرس نشستند که به دلیل کسالت مزاج کمی دیر به مجلس رسید. به محض حضور مدرس، عناصر اجیرشده شروع کردند به شعار دادن که «مرده باد مدرس». مدرس با کمال خونسردی آنان را به تمسخر گرفت و گفت: «اگر مدرس بمیرد، دیگر کسی به شما پول نخواهد داد که بیایید و شعار بدهید: زنده‌باد مدرس، مرده‌باد سردار سپه.»

قزاق حتی از هوایی که تنفس می‌کند هراسان است!

رضاخان ابتدا تلاش کرد فعالیت‌های تیمورتاش را به امور حزبی محدود و حزب ایران نو را در جهت منافع خود سازماندهی کند، اما از آنجا که اعضا و گردانندگان حزب به شخص تیمورتاش تعلق خاطر خاصی داشتند، رضاخان بیم آن را داشت که حزب به پایگاه قدرتمند تیمورتاش تبدیل و سلطنت او تهدید شود. به همین دلیل تصمیم گرفت حزب را منحل کند

آغازی بر پایان مشروطیت!

رضاخان بر هر سه قوه استیلای کامل پیدا کرد و برای انتخابات مجالس، لیست‌هایی از قبل تهیه شدند. دولت برای حصول اطمینان از فرمانبرداری کاندیدا‌های موردنظرش، از راهکار‌های گوناگونی استفاده و اغلب کاندیدا‌ها را از بین ملاکین، بازرگانان و صاحبان مشاغل آزادی، چون پزشکان محلی انتخاب می‌کرد و هرگز به سراغ جوانان تحصیلکرده و تکنوکرات‌ها برای نمایندگی مجلس نمی‌رفت، بلکه آن‌ها را در بخش‌های دولتی به کار می‌گرفت