برچسب تورج منصوری

فرار مرگبار 1374

رضا پس از عمليات شناسايي، اسير دشمن مي شود و تحت شكنجه قرار مي گيرد. سپس او را به زندان مي فرستند كه جمعي كرد ناراضي در آنجا نگهداري مي شوند. در اين زندان، زندانيان را تحت آزمايش ميكروبي قرار مي دهند. رسول كه يك پزشك كرد و هم سلول رضا است، او را معالجه مي كند. آن دو در شرايط خاصي موفق به فرار مي شوند و از راه كوير به كردستان عراق مي روند و در آنجا با شيخ عدنان كه يكي از رهبران مبارز كرد است، قرا آزاد ساختن زندانيان را از اين زندان مخوف مي گذارند....

محاکمه در خیابان 1387

شب ازدواج امير و مرجان است. حبيب دوست صميمي امير كه كمك زيادي براي برگزاري مراسم كرده، ناگهان از امير مي خواهد كه عروسي اش را به هم بزند. حبيب فهميده كه مرجان قبلاً با مردي ازدواج كرده بوده و از او بچه دارد. امير با نشاني كه در اختيار دارد، دنبال يافتن سرنخ ماجراست.

آینه های روبرو 1388

رعنا و آدینه (ادی) دو جوان از دو موقعیت کاملاً متفاوت خانوادگی و اجتماعی، بر اثر حادثه‌ای با هم مواجه و همسفر می‌شوند. رعنا زنی کم تجربه و مذهبی است که بخاطر نیاز مالی، پنهانی مسافرکشی می‌کند و آدینه (ادی) پسری با وضع مالی خوب است که از خانهٔ خود فرار کرده‌است. در میانهٔ راه رعنا متوجه می‌شود که همسفرش یک تراجنسیتی است و قصد عمل جراحی تطبیق جنسیت دارد. واقعیتی که درک و پذیرش آن برای رعنا، غیرممکن و به منزله عبور از همهٔ مرزهای اعتقادی و سنتی است. آدینه که از رعنا میخواهد ادی صدایش بزند به دلیل اجبار پدرش به ازدواج از خانه فرار کرده است و قصد مهاجرت دارد.ادی کسی است که در شناسنامه و مدارک هویتی‌اش، زن شناخته شده، اما خود را مرد می‌داند که به چنین شخصی اصطلاحاً ترنس اف تو ام گفته می‌شود و جنسیت وی مرد شناخته می‌شود هرچند که جراحی‌تطبیق‌جنسیت یا هورمون‌تراپی نکرده باشند.

پسر تهرونی 1387

سروش تهراني به تازگي از آمريكا برگشته و پدرش اصرار به ازدواج او دارد. اما سروش كه در گذشته پنج بار شكست عشقي خورده حاضر به ازدواج نيست. پدر سروش كه از او چك و سفته دارد پسرش را تهديد مي كند كه اگر ازدواج نكند آنها را به اجرا خواهد گذاشت. روزي سروش تصادفي با ليلي كه اتفاقاً او هم قصد ازدواج دارد، آشنا مي شود.

میزاک 1387

بچه ی تی تی انگار قصد به دنیا آمدن ندارد. اهالی روستا که معتقدند به خاطرِ کارهای بدِ آنهاست که بچه به دنیا نمی آید، تصمیم می گیرند سر و سامانی به اوضاع خودشان بدهند …

ملی و راه های نرفته اش 1395

ملی با بازی ماهور الوند، دختر سر به زیري است که در یک خانواده مذهبی و آبرومند زندگی می کند. دو برادر دارد که برادر بزرگ‌تر بسیار غیرتی و فرد کوچک‌تر هوادار ملی است. ملی با همکار خود در کلاس خیاطی با بازی السا فیروزآذر دوستی صمیمانه‌ای دارد. یک روز در حین برگشت از کلاس به منزل با برادر او روبه‌رو می شود و از قیافه اش خوشش می‌آيد. سیامک نام این برادر است که میلاد کی مرام، نقش او را بازی می کند.

بعد از رد و بدل کردن شماره و مکافات بسیار، این دو مخفیانه با هم سر قرار می روند و عاشق هم می‌شوند. بعد از مدتی هم کار به خواستگاری می‌کشد و با وجود مخالفت های خانواده ملی به اصرار او به این ازدواج رضایت می‌دهند. ملی وقتی وارد خانواده سیامک می شود تازه می فهمد که چه قدر خانواده‌های‌شان با هم فرق دارد و سیامک واقعی، چهره خشن و روان پریشی دارد. غیرتی بودن بیش از حد سیامک و دست بزن داشتن و خانواده خنثی و سرد سیامک در برابر دیوانه بازی های او ، همه و همه دست به دست هم می دهند تا ملی را در این راه نرفته عذاب دهند... .

ایران برگر 1393

امرالله و فتح الله بزرگان دو ايل هستند که با هم دشمني ديرينه دارند و در اين بين پسر امرالله عاشق دختر فتح الله شده است. از طرفي هم هر دو در يک رقابت انتخاباتي قرار مي گيرند.

نخودی 1388

يك كارگردان تئاتر عروسكي كه در انجام نمايش هايش ناموفق است با هر شكست و تحقير كوچك و كوچك تر مي شود اما ملاقات با نخودي در سرزمين قصه ها، زندگي او را تغيير مي دهد.