برچسب تورج شهبازی

بی سر و صدا 1403

شخصیت اصلی فیلم، سیامک (با بازی پیمان معادی) مردی ساده، بی ریا و صمیمی میباشد. وی احساس می‌کند توسط آدم‌هایی ریاکار و دروغگو احاطه شده است.

آخرین دیدار 1403

سریال «آخرین دیدار» با اقتباسی از کتاب ماندگار «تنها گریه کن» است. داستانی تأثیرگذار که زندگی مادر شهید محمد معماریان را روایت می‌ کند.

غربت 1403

مردی خلافکار به نام فری که تحت تعقیب پلیس است در کارهای قاچاق از آنها سواستفاده میکند. زنان آن کمپ برای رهایی از اسارت فری نقشه دزدی از کمیته امداد را طوری طراحی میکنند که مردان آن کمپ از نقشه بویی نبرند.

خوشنام 1400

سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.

تلاطم 1396

تلاطم داستان چند خانواده مختلف را به شکل موازی و البته بصورت غیر خطی روایت می کند. یوسف محبی (محمود مقامی) در حضور دخترش (زهرا اویسی) در خیابان تصادف شدیدی می کند و به بیمارستان منتقل می شود. ارسلان شمس (محمد رضا جنگی) خلافکار بین المللی توسط پلیس به هلاکت می رسد. آزاد رستمی ، (حسین پورکریمی) جوانی کم سن و سال، به شکلی ناخواسته مرتکب قتل یک پلیس می شود. حکم إعدام برای آزاد صادر می شود.

مهری خانم، مادر آزاد (ساغر عزیزی) درصدد گرفتن رضایت از هاجر (مهوش صبرکن) مادر مقتول است ولی هاجر کوتاه نمی آید. سینا شمس (مجید واشقانی) برادر ارسلان ،برای گرفتن انتقام مرگ برادرش و همچنین برای ادامه روند کاری اش دست به طراحی نقشه های عجیب و خاص می زند. دکتر محمود حیدری ملقب به باراکا (حسن أسدی) استاد اخراجی دانشگاه و صاحب تفکری در زمینه عرفان های کاذب، به زندان فرستاده می شود تا علت برخی سوء تفاهم ها مشخص و پیگیری شود.

او با همسرش (شیوا خسرو مهر) به شدت اختلاف دارد. هم اختلاف مالی و هم اختلاف در عقاید. خبرنگاری جوان (عرفان میدانلو) خبر به قتل رسیدن پلیس در درگیری خیابانی را در رسانه های مختلف از جمله شبکه بی بی سی منتشر می کند. دو روانشناس به نامهای سعید محبی (امین إیمانی) و رضا مستوفی (جلیل فرجاد) که در مورد جرم شناسی مطالعه می کنند، به تحقیق و بررسی درباره علل و نحوه پیشرفت أین اتفاقها در جامعه میپردازند. همه این اتفاقها، همزمان در حال رویدادن است تا اینکه …

جت کات 1393

فیلم داستان زندگی چند جوان تحصیل کرده را روایت می‌کند که به دنبال کار می گردند. تلاش آنان برای پیدا کردن یک کار مناسب و آبرومند بی فایده است تا اینکه هر کدام تصمیم میگیرند از راه خلاف امرار معاش کنند. یکی از آنها به گدایی مشغول می‌شود و از راه ترحم عابرین و مردم کوچه و خیابان درآمد کسب می‌کند. بقیه آنها نیز اتفاقات مختلفی در طول داستان برایشان رخ می دهد که محوریت اصلی این فیلم را تشکیل می دهد…

مقلد شیطان 1386

تبهكاري به نام جمشيد سيف كه با دقت و حوصله از سوژه هاي خود عكس و مداركي را تهيه مي كند، با تهديد آنها مبني بر برملاشدن مدارك مورد نظر همكاري و هم ياريشان را در انجام اعمال پليدش جلب مي كند. مدير بازرگاني يك شركت آخرين سوژه اوست. اما در اين ميان يك افسر پليس جوان نسبت به اعمال خلاف قانون مدير بازرگاني مشكوك مي شود. جمشيد سيف قصد دارد پليس جوان را نيز به همان شيوه در اختيار بگيرد، اما...

در امتداد شهر 1389

حامد و شيرين به دليل نياز مالي و راه انداختن بساط ازدواج‌شان درصدد سرقت يك جواهرفروشي هستند كه صاحبش، علي فرمانيان، مدتي قبل حامد را به اتهام دزدي اخراج كرده و حقوقش را نداده است. حامد به يك پرنده فروشي مي رود تا از صاحبش يك سلاح كمري بخرد. او به اسلحه فروش قول مي دهد كه در هر صورت او را لو ندهد اما ناگهان نيروي انتظامي سر مي رسد و حامد و شيرين موفق به فرار مي شوند. خود فرمانيان هم دور از چشم همسرش سارا، با يك پرستار يك بيمارستان به نام فريبا ارتباط دارد اما به دنيا آمدن فرزندش بعد از پانزده سال انتظار باعث شده به فكر اصلاح رابطه هايشان بيفتد. از طرف ديگر محمدرضا گلزار كه بازيگر محبوب و معروفي است به كمك مدير برنامه هايش رضا رشيدپور درصدد قرارداد بستن با شركت هاي خارجي و بازي در فيلم هاي آن ور آب است كه شان پن به ايران مي آيد و اين دو بلافاصله با او قرار مي گذارند. اما مشكل اصلي گلزار طلاق دادن همسرش است كه عاشقانه دوستش دارد و تا آخرين لحظه ها هم مايل به اين كار نيست. بنابراين با او در كافي شاپي قرار مي گذارد تا آخرين حرف هايشان را با هم بزنند. فرزاد حسني هم مجري متفاوتي است كه به خاطر بر زبان آوردن يك كلمه خودماني ممنوع از كار شده و با جنگيدن با مسئولان دارد دوباره راهش را باز مي كند. اين سه در پاساژي كه طلافروشي قرار دارد به هم مي رسند. حامد با سر رسيدن پليس، در حركتي ناخودآگاه، گلزار را گروگان مي گيرد و حسني هم با شنيدن اين ماجرا به سرعت خودش را به پاساژ مي رساند تا خبرها را پوشش بدهد. علي كه حين درگيري با دزدان بر سر تلفن زدن به همسر حامله اش مجروح شده رو به مرگ است. اما گلزار با مهرباني موفق مي شود دو دزد را به تسليم شدن راضي كند. او همچنين حين صحبت تلفني با همسرش رضايت او را براي تجديد نظر كردن در طلاق جلب مي كند. در نهايت حامد كه بدون توجه به هشدارهاي پليس در حال صحبت كردن با شيرين است، تير مي خورد و...