برتا 1404
سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.
سریال برتا داستان سرهنگ پلیسی به نام صمدی(شهرام حقیقت دوست) را روایت می کند که در پی کشف راز یک اسلحه برتا بوده، او متوجه میشود یک باند جنایتکار در پشت آن قرار دارد و خلافکار مرموزی به نام لیلا پرونده را بسیار پیچیده می کند.
داستان “مهمان کشی” از زمانی آغاز میشود که خبر حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سمت مکه و سپس تصمیم ایشان برای عزیمت به کوفه، به گوش مردم این شهر میرسد. مردم کوفه، پیش از این با ارسال نامههای متعدد، امام حسین (ع) را برای قیام علیه ظلم یزید دعوت کرده بودند و بیعت و حمایت خود را اعلام کرده بودند. در پی این دعوتها و برای ارزیابی وضعیت شهر و اطمینان از جدیت بیعت کوفیان، امام حسین (ع) تصمیم میگیرند مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده ویژه و فرستاده خود به کوفه اعزام کنند. سریال به جزئیات وقایعی میپردازد که در کوفه رخ داد و نهایتاً به شهادت مسلم بن عقیل انجامید و زمینهساز واقعه عظیم و حزنانگیز کربلا شد.
قصه در دهه ۴۰ شمسی روایت شده و محور آن خاطرات پسربچهای به نام کمال است که با خانواده و دوستان درگیر ماجراهای کوتاه و آموزنده میشود. این فصل با پرشی زمانی ۴ ساله نسبت به فصل اول همراه است؛ کمال بزرگتر شده و ارتباطاتش نیز جدیتر شدهاند. کمال تحت تأثیر یک معلم اهل مطالعه رشد میکند و ضمن ارتباط با خانواده، به دغدغههای عمیقتری نزدیک میشود.
داوود، مردی میانسال و کارگر معمولی است که بهتازگی اخراج شده و درگیر مشکلات مالی و خانوادگی شدیدی است. ناگهان موجودی ماورایی به نام «اجل معلق» (با بازی بهزاد خلج) وارد زندگیاش میشود و هشدار میدهد هر لحظه ممکن است مرگ سراغش بیاید—حتی هنگام رانندگی یا ایستادن پشت چراغ قرمز .
مینو ناخواسته با خود رازی را حمل میکند که تمام زندگی اش را دچار ترس و تردید کردهاست، او برای خلاص شدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد.
این فیلم داستان زن جوانی را روایت میکند که به دلیل مشکلات مالی، خانه اش را به یک گروه فیلمبرداری برای ساخت فیلمی کوتاه به مدت 6 روز اجاره میدهد.
داستان فیلم در تهران، سال ۱۳۶۶ اتفاق می افتد؛ وقتی زودپز بالای مغازه پدر خانواده می ترکد، پدر خانواده به سختی مجروح شده و سپس فوت می کند، آن هم در زمانی که تهران زیر بمباران است. حالا شاهین و سیروس ناخواسته وارد حوادث تلخ و شیرینی می شوند...
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.