بازتولید سرمایه اجتماعی و انسجام ملی با حماسه تشییع چند ده میلیونی
حماسه حضور چند ده میلیون ایرانی برای وداع وتشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را میتوان نقطه عطفی در تاریخ جهان و به خصوص منطقه دانست.
حماسه حضور چند ده میلیون ایرانی برای وداع وتشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را میتوان نقطه عطفی در تاریخ جهان و به خصوص منطقه دانست.
آقای شهید خودش را زیر پرچم مولا و فرزندانش میدید و هرگز کسی ندید و نشنید که به بیرق و پرچم دیگری دل ببندد. او یکبار روایت کرد که ستارخان به مأموران تزاری وقتی به او گفتند بالای خانهات پرچم سفید بزن تا از تعرض نیروهای روس در امان بمانی، گفت «من زیر بیرق اباالفضل العباس هستم و زیر بیرق هیچکس دیگر نمیروم». آقای شهید این را گفت، چون حرف ستارخان حرف دلش بود و به دلش چسبیده بود و مرامنامهی خود امام شهید بود که چنین زیست کند و چنین ترک دنیا کند: زیر پرچم ابوالفضل! حالا او زیر پرچم مولا علی و فرزندانش رفت، از نجف تا کربلا تا کاظمین. آقای شهید یکبار هم به همین واسطههای پاکستانی مذاکرات که شیعه هستند گفته بود «پیرو علی سر خم نمیکند». او اگر در تشییع عراق و در حرم امامان معصوم و اهل بیت پیامبر، آنچنان عظمتی از تشییعکنندگان دید، برای همین بود که سر خم نکرد. تشییع او نیز نظام سلطه را عصبانی و ناامید کرد. از این عصبانیت بمیرید که شهید ما جاویدان و برای همیشه زندهی تاریخ شد
آقای شهیدمان به گونهای زندگی کردند که شاید هیچ حسرتی بر دلش نماندهبود جز یک حسرت؛ آن هم زائر عتبات عالیات شدن!
آقای شهید خودش از غربت سخن گفت و سرود. حالا او از غربت به درآمده است و در «بارگاه فیض رضا» قرار یافته است. گفته میشود در مجموع شهرهای تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد 43 میلیون زائر و تشییعکننده به تناوب امام شهید خودشان را همراهی کردند تا بگویند هرگز غریب نبودی و غریب نمیگذاریمت. میلیونها مسلمان دیگر نیز در سراسر جهان با قلبها و اشکهایشان او را همراهی کردند. حالا قرار ما نیز همانجاست، همان کوی و بام رضا. دیری است ز آشیانه جدا ماندهای «امین»/ غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن/ دانم که مستمند و تهیدست و بیکسی/ از بارگاه فیض رضا توشه وام کن
/ و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است/ کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن