خانه پرتقالی ها 1401
در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.
در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.
رعنا که دو فرزند به نامهای بهزاد و ستایش از همسر سابق خود اتابک سپهری داشته، در ۲۴ سال قبل پس از جدا شدن از اتابک و ازدواج با جهان ملکپور، دخترش ستایش ربوده میشود. او با گذشت سالها همچنان در فراق دخترش غمگین است.او بارها برای پیدا کردن ستایش تلاش کرده و آخرین کسی که ادعای ستایش را کرد یلدا بود که او نیز از آزمایش موفقیتی به در نبرد. رعنا برای همسر پسر خود، بهزاد، دختر عمهاش، مهتاب، را در نظر گرفتهاست. اما پس از مدتی بهزاد مهتاب را فراموش کرده و با یلدا ازدواج میکند.
این فیلم راوی سرگذشت کسانی است که دست تقدیر روبروی هم قرارشان میدهد. پروین، ریحانه و لاله بیآنکه بدانند لحظههای زندگیشان به هم مربوط است، هرکدام باید بکوشند تا از طوفانی که ذهن و زندگیشان را دربرگرفته، سربلند بیرون بیایند.
مجموعه «رقص روی شیشه» یک ملودرام در سبک اجتماعی و عاشقانه در نکوهش مهاجرت و در ستایش خانواده است. رعنا و یغما، زندگی خوب و عاشقانهای دارند اما زندگیشان را سایه رازهایی که پنهان کردهاند، تهدید میکند و همین پنهانکاری، ماجراهای هولناکی را برایشان رقم میزند.
داستان سریال درباره پول هنگفتی بوده که چهار نفر برای رسیدن به آن باید موانعی را از بین ببرند و نقشه بی نقصی برای آن بکشند نقشه پیچیده و خطرناکی که نیازمند یک قاتل حرفهای دارد این قاتل باید باهوش و بی رحم باشد و افرادی که می خواهند به این پول برسند باید تلاش کنند یک قاتل بی رحم را پیدا کنند گفته شده که این سریال در ۱۶ قسمت پخش میشود.
سیاوش ساقی (میلاد کیمرام)، کشتیگیر و قهرمان جهان است و نامزدش مرجان، نیاز به عمل پیوند کبد دارد. سیاوش به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت هزینههای عمل پیش نصرت (رضا کیانیان) که یکی از میلیاردرها محسوب میشود میرود اما نصرت در ازای دادن پول از سیاوش میخواهد تا با مارال(ترلان پروانه)، دخترش عقد کند.
مصیب پس از چهل و پنج سال میفهمد که تنها فرزند خانواده نبودهاست. وی برای پیدا کردن گمشده سالیان دور مادرش، راهی تهران میشود، اما خودش هم گمشده بزرگتری دارد؛ عزت و احترام! مصیب مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستانهای پیچیدهای برایش به وجود میآورد که او را تبدیل به انسانی دیگر میکند.
تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.