کمان ابرو (نمایش) 1400
مجید که پیش از مرگ معتمدی با او دعوا کردهاست، مضنون شناخته شده و به زندان میافتد. اما از آنجایی که سرهنگ مسئول رسیدگی به پرونده او، به بیگناهیاش اطمینان دارد، از خواهرزادهاش میخواهد تا وکالت مجید را بر عهده گرفته و با بررسی پرونده برای آزادی او تلاش کند…
دختری به نام شهربانو شهابی که یکی ﺍز دﺍنشجویان خوب رشته روﺍنشناسی دﺍنشکده ﺍست به خوﺍستگاری پسر خاله ﺍش که بسیار ثروتمند ﺍست جوﺍب رد میدهد و با مهندسی به نام حمید ﺍزدوﺍج میکند. حمید در دورﺍن جنگ برﺍی ساخت یک پل به منطقه جنگی ﺍعزﺍم میشود و آنجا مجروح میشود و شیمیایی میشود. در آن دورﺍن حمید ﺍز شهربانو خوﺍست تا ﺍو رﺍ برﺍی همیشه ترک کند و ...
داستان مردی به نام حامد را روایت می کند که مدیر یک شرکت حمل و نقل است اما دارای مشکلات فراوانی است که می بایست آنها را حل کند اما دچار مشکلی می شود که در مسیر حل مشکل بر اثر اتفاقی حافظه اش را از دست می دهد و وارد دوران نقاهت می شود.
جوانی به نام بهزاد (حمید گودرزی) تصمیم دارد با دخترعموی خود بهار (آیدا فقیهزاده) ازدواج کند. پدر بهزاد ۲۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی کشته شده و حسام، عموی بهزاد (حسین محجوب) از خانواده او سرپرستی میکردهاست. حسام کارخانهدار است و سهیل خرم را (بهنام قربانی) که یکی از کارکنان اوست، به دلیل کلاهبرداری از کارخانه اخراج میکند. سهیل، حسام را تهدید میکند که اگر او را به کارخانه برنگرداند، دردسر بزرگی برایش درست میکند. با قبول نکردن حسام، سهیل پیش بهزاد میرود و به همراه یک شاهد، ادعا میکند حسام، بیست سال پیش، پدر بهزاد (حبیب) را به قتل رساندهاست و همچنین بهزاد صاحب عمهای (مهرانه مهینترابی) است که از وجودش اطلاع ندارد. بهزاد وکیلی به نام ارغوان آذرنیا (پریناز ایزدیار) میگیرد و سعی میکند حقیقت را کشف کند.
بمانی که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده، پس از گذراندن مراحل مقدماتی به استخدام یک اداره دولتی در میآید ولی به دلیل وظیفه شناسی و وجدان کاری، مورد حسادت برخی از کارمندان قرار می گیرد و…
سه جوان لیسانسه که هر یک مشکلاتی دارند شاکیه این سریال را به وجود آورده اند. مازیار رحمتی (امیر کاظمی) در یک خانواده از هم پاشیده زندگی میکند و پدر او معتاد است در ضمن پس از مدتی او متوجه بیماری سرطانش میشود. حبیب نقوی (هوتن شکیبا) فردی پول دار است که بسیار دوست دارد ازدواج کند ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی، نتوانسته همسری را برگزیند. مسعود شریفیان (امیرحسین رستمی) در آستانه ازدواج با ترانه مهاجر (متین ستوده) قرار دارد که او هم مشکلات خاص خود را دارد او هم مقداری پول برای مسکن احتیاج دارد و هم جویای کار است.
هسته اصلی این سریال دبیرستان دخترانهای بود که با پی گرفتن دغدغهها و مشکلات دختران نوجوان سعی داشت مشکلات این گروه سنی را به تصویر بکشد. با این حال محوریت خاص قصه روی شخصیت شکیبه (با بازی آزیتا حاجیان) معلم امور تربیتیای بود که سعی میکرد با فعالیتهای مثبت و ثمربخش خود چهرهای مناسب از این طیف آموزشی در مدارس به نمایش بگذارد. شکیبه با ارتباطی که با دختران نوجوان داشت، دغدغههای آنها را بررسی میکرد.