فاطمه علیاصغر در یادداشتی نوشت: «اسماعیل یغمایی» را جامعه باستانشناسی به کلنگ طلاییاش میشناختند. او دانشآموخته دانشگاه تهران بود از دانشجویان مستقیم دکتر «عزتالله نگهبان». حالا او از میان ما پرکشیده و رفته و میراثش برای ما کاوشهای ماندگارش، پژوهشهای گستردهاش، کتابهایش و از همه مهمتر میهندوستی است.
«دینهای ایران باستان» اثری است که میکوشد تاریخ دین ایرانی را از محدوده شناختهشده زرتشتیگری فراتر ببرد و آن را در افقی چند هزار ساله و اوراسیایی قرار دهد. ارزش اصلی کتاب در این است که خواننده را با این واقعیت روبهرو میکند که بسیاری از عناصر فرهنگ ایرانی، از اسطورهها و آیینها گرفته تا مفاهیم مربوط به نظم، قهرمانی و آخرالزمان، حاصل فرایندی طولانی از مهاجرت، اختلاط فرهنگی و تحول تاریخیاند.
نشانهها در این نظامهای همبسته بهروشنی، ایران را از «ناایران» جدا میساختند و مفهوم یک «مملکت باستانیِ نوشونده» را برای شهریاران سلسلههای مختلف ترسیم میکردند.
اسماعیل یغمایی، باستانشناس پیشکسوت ایرانی، در اثر عارضه سکته مغزی در بیمارستان بستری شد. «شوش: کاوشهای باستانشناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی»، «گیسوان هزارساله: گوشههایی از خاطرات یک باستانشناس»، «آن قصر که جمشید...: پژوهشی در پیشینهشناسی تخت جمشید» از جمله کتابهای اوست.
گیلان – کتاب «گیلان در بستر زمان» پژوهشی است که تلاش کرده سیر برآمدن گیلان از عصر باستان تا دوران معاصر را با تکیه بر دادههای جغرافیایی، تاریخی و سیاسی بررسی و تصویری حقیقی از میراث فرهنگی و تمدنی این استان، به مخاطب عرضه کند.
ابوالقاسم اسماعیلپور نوشت: انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.
خوبان شاهنامه همگی در زندگی خود جانب صلح و عدالت و مصلحت مردم را گرفتهاند، و به آیین و اصول انسانیت پایبند بودهاند. اگر جنگ هم میکردند برای بر کرسی نشاندن دادگری و حق بوده است.
شریف در ادامه به جنبههای اخلاقی و معنوی شاهنامه نیز اشاره کرد و این اثر را سرشار از مفاهیم انسانی، اخلاقی و دینی دانست. وی در پایان سخنان خود بر ضرورت تربیت «فردوسیهای زمانه» تأکید کرد و خواستار همکاری و همافزایی نهادهای فرهنگی در ایران، افغانستان و دیگر مناطق حوزه تمدنی ایران برای تقویت جایگاه زبان فارسی شد.