برچسب تأکید بر «زندگی» چه معنایی دارد؟

تک‌پله انتظار

عصربه‌عصر می‌نشست روی تک‌پله جلوی خانه و توی کوچه منتظر آمدن مامان می‌شد. به خیالش ماه‌طلعت رفته بود از بازار روز خرید کند و برگردد.

راستگو خودش بود

وقتی خبر ارتحال حجت‌الاسلام راستگو را شنیدم ناخودآگاه ذهنم دچار تلاطم شد. من «راستگو» را از طریق اجرای برنامه‌های اوبا «کودکان» در دهه شصت می‌شناختم. راستگو تنها طلبه‌ای بود که با لباس روحانیت با کودکان برنامه منحصربه‌فردی داشت. او فرد فوق‌العاده باهوشی بود؛ چون به ریزه‌کاری‌های رفتار هنری آگاه بود. در نقاشی و خطاطی دریک زمان با دودست حرفه‌ای عمل می‌کرد.‌

غدیر؛ شاه‌قصه دوران

میثم پسر نوجوانی است که با خانواده‌اش در بصره زندگی می‌‌کنند. شروع داستان در بصره و در بازه تاریخی بعد از جنگ جمل است. شخصیت اصلی داستان با توجه به خصوصیاتی که در داستان برملا می‌‌شود، با پدر و مادرش به کوفه سفر می‌‌کنند تا آنجا ساکن شوند.

قدیمی‌ترین دوست من

بچه‌های دهه شصت و حتی هفتاد او را مجری تلویزیون می‌دیدند. آخوند کوتاه‌قدی که روی صفحه تلویزیون ظاهر می‌شد و برنامه کودک اجرا می‌کرد. با هر دو دست روی تخته‌سیاه می‌نوشت. شعر می‌خواند. در همه برنامه‌هایش نقش روحانیت خود را هم فراموش نمی‌کرد و در پایان پندی، نصیحتی می‌داد.

به رسم خواهری

اسمش را گذاشتیم صیغه اُختیَّت. پیامبر رحمت یادمان داده بود که می‌شود اینطور هم خواهر شد؛ همان‌گونه که خودش با علی، برادر شد.