خانه پرتقالی ها 1401
در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.
در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.
سریال «خودخواسته» قصه ای کمدی – معمایی را در دهه 1320 کشور روایت می کند ، این روایت از دل تاریخ برخاسته و تا دهه 1390 کشیده خواهد شد. چیزی که مخاطب در این مجموعه با آن روبروست ، روایت جوانی است که داستانی را از 70 سال پیش تعریف می کند
در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شدهاست. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.
داستان آن به ارتباط دو دوست بر میگردد که طی شراکتی دچار مشکلاتی میشوند و ناچار خواهند شد سالها این مشکل را پنهان کنند. همین پنهانکاری باعث اتفاقات طنزی میشود. در قسمتی از این فیلم یکی از دوستان اقدام به فروش سهم خود میکند که بعد از فهمیدن شریکش موجب ناراحتی و اقدام متقابل شریک میشود.
سریال دربارهٔ مردی پا به سن گذاشته (با بازی منوچهر نوذری) است که در خانه قدیمی خود زندگی میکند. همسر او گلنساء (کتایون امیرابراهیمی) چند سال پیش فوت کرده ، اما مدتی است که شبها به خواب او میآید و دربارهٔ مسائل مختلف با او صحبت میکند. گاهی اوقات به نصرت خان نوید میدهد که به زودی باید بار سفر را بسته و به او بپیوندد. این رؤیاها باعث نگران شدن فرزندان او نسبت به تندرستی پدر و دورهم جمع شدن ایشان در خانه پدری میشود. حضور آنها در کنار هم ماجراهای طنزی را رقم می زند که کلیت این مجموعه را تشکیل میدهد.
تبهكاري به نام جمشيد سيف كه با دقت و حوصله از سوژه هاي خود عكس و مداركي را تهيه مي كند، با تهديد آنها مبني بر برملاشدن مدارك مورد نظر همكاري و هم ياريشان را در انجام اعمال پليدش جلب مي كند. مدير بازرگاني يك شركت آخرين سوژه اوست. اما در اين ميان يك افسر پليس جوان نسبت به اعمال خلاف قانون مدير بازرگاني مشكوك مي شود. جمشيد سيف قصد دارد پليس جوان را نيز به همان شيوه در اختيار بگيرد، اما...
زندگی آرام و زیبای سیما و پاشا با ورود زنی به نام پردیس به هم می ریزد.پردیس که زنی خیابانی است،رازهایی را از گذشته ی سیما می داند که می تواند زندگی او را با خطر فروپاشی مواجه کند.سیما تلاش می کند او را از زندگی اش براند اما برحسب اتفاق پردیس با پاشا ملاقات می کند.