برچسب بیژن رسولی

برف آخر 1400

یوسف دامپزشکی موفق و متعهد است که در یک روستا زندگی می کند. داستان فیلم حول ناپدید شدن دختر دوست یوسف، خلیل، که نامش خورشید است، می چرخد. مشخص نیست دقیقاً چه اتفاقی برای خورشید افتاده است، همه اعضای روستا دلسوزانه به دنبال او می گردند تا اینکه رازی فاش می شود.

مرد بازنده 1400

احمد خسروی، در گیر و دار زندگی شخصی پرمساله‌اش، مسئول رسیدگی به پرونده‌ای رازآلود می‌شود. پرونده‌ای که روند کشف آن با شک‌ها و نگرانی‌های احمد در می‌آمیزد و زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد…

زخم شانه حوا 1388

زنی در شمال کشور زندگی می‌کند. فرزند او دو سال پیش شهید شده و عروسش بعد از دو سال تصمیم دارد بار دیگر ازدواج کند. شب عروسی به مادر خبر می‌رسد جنازه‌ای که دو سال پیش به خاک سپرده شده متعلق به فرد دیگری است و به احتمال زیاد فرزند او زنده است. او بعد از شنیدن این خبر جستجو را آغاز می‌کند و در اولین اقدام به جبهه می‌رود.