نوروز 75 1375
پسر جوانی به نام «کامیاب» که علاقهای به رفتن به خارج از کشور ندارد، با اصرار پدرش (با بازی داوود رشیدی) که یک جراح است، برای ادامه تحصیل به خارج میرود. پس از مدتی، پدر از طریق یکی از دوستان مشترک، خبردار میشود که پسر مبتلا به بیماری ایدز است. پدر که نگران سلامتی پسرش شده، در گرماگرم فصل امتحانات و با اصرار، او را به ایران بازمیگرداند و در بیمارستان بستری میکند. پسر که از بیماری خود آگاه نیست، از بیمارستان فرار میکند و پس از چند روز سرگردانی، در اثر شدت گرفتن بیماریاش، میمیرد.
سه جوان لیسانسه که هر یک مشکلاتی دارند شاکیه این سریال را به وجود آورده اند. مازیار رحمتی (امیر کاظمی) در یک خانواده از هم پاشیده زندگی میکند و پدر او معتاد است در ضمن پس از مدتی او متوجه بیماری سرطانش میشود. حبیب نقوی (هوتن شکیبا) فردی پول دار است که بسیار دوست دارد ازدواج کند ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی، نتوانسته همسری را برگزیند. مسعود شریفیان (امیرحسین رستمی) در آستانه ازدواج با ترانه مهاجر (متین ستوده) قرار دارد که او هم مشکلات خاص خود را دارد او هم مقداری پول برای مسکن احتیاج دارد و هم جویای کار است.
سریال «خودخواسته» قصه ای کمدی – معمایی را در دهه 1320 کشور روایت می کند ، این روایت از دل تاریخ برخاسته و تا دهه 1390 کشیده خواهد شد. چیزی که مخاطب در این مجموعه با آن روبروست ، روایت جوانی است که داستانی را از 70 سال پیش تعریف می کند
«سهمی برای دوست» با مضمون طنزگونه اجتماعی داستان دو برادر خوانده را به تصویر میکشد که وضعیت مالی مناسبی ندارند. آنها دست به هر کاری میزنند تا شرایط خود را دچار تغییر کنند، تا اینکه تصمیم میگیرند وارد بازار بورس شوند و هین امر زمینه ساز اتفاقات جدیدی برای یکی از دو برادر خوانده را به تصویر میکشد که وضعیت مالی مناسبی ندارند که.....…
نیما افشار، روانشناس شهرستانیالاصل در کنار همسرش که بیمار سابقش است و در همسایگی والدینش زندگی میکند. داستانهای مجموعه به زندگی پر دردسر نیما که شامل مشکلاتش با بیماران مختلف، گرفتاریهای مالی ناشی از پرداخت اجاره خانه، اقساط مختلف، مهریهٔ همسر سابقش، تلاش دائمی برای حفظ آرامش و صلح میان والدین و برادر بیملاحظه، همسر وسواسیاش و در نهایت تحمّل کمهوشی منشیاش میشود، میپردازند.
فصل اول: نیما زند کریمی (سیامک انصاری) که استاد تاریخ است، در مسیر تحقیق در مورد یک سلسله نامکشوف تاریخی (بین زندیه و قاجار)، با خوردن یک فنجان قهوه تلخ در زمان سفر می کند...
فصل دوم: بلوتوس (مهران مدیری) الماس کوه نور را می دزدد و با خوردن قهوه تلخ، به زمان حال می آید. سپس درباریان با خوردن همان قهوه به دنبال او می روند. اما با فرار بلوتوس، امکان بازگشت به گذشته برایشان فراهم نیست...
فصل سوم: در مراسم قهوه خوران همایونی در کافی شاپ، درباریان به همراه شخصیت های جدید به زمان گذشته می روند...