برچسب بیمارستان

شفای خیر

جمله «چقدر زود دیر می‌شود»، هیچ‌وقت کلیشه‌ای نمی‌شود. داشت برای خودش راه می‌رفت و به زبان مخصوص خودش با مداح هم‌خوانی می‌کرد، سینه می‌زد و می‌رفت. برایش فرش سبز پهن کرده بودند.

زندگی با یک چشم!

کورمال‌کورمال خودم را می‌رسانم به روشویی برای وضو. دستم را زیر شُره آب می‌گیرم و پر که شد، می‌پاشم توی صورتم. چشم راستم ناگهان تیر می‌کشد …