جمله را ناتمام بگذار…!
بچهها قاب عکسها را آماده میکردند و حجلهها را میزدند. شعارنویسی میکردند. بعضی مسئول هماهنگی با خانوادهها بودند. مجری متنهایش را آماده میکرد.
بچهها قاب عکسها را آماده میکردند و حجلهها را میزدند. شعارنویسی میکردند. بعضی مسئول هماهنگی با خانوادهها بودند. مجری متنهایش را آماده میکرد.
وقتی گفتند برای غزه بنویسم، تمامِ من خسته شد. وقتی گفتند برای کودکان غزه بنویسم تمامِ منِ خسته، خیسِ اشک شد. شدم شبیه گنجشکی که زیر باران مانده و سرمای زمختی نشسته است به تنش…
«حاج حسین لادانی» را بچههای لشکر امامحسین(ع) خوب میشناسند؛ همان که معروف است به بیسیمچی سردار حاج علی باقری، فرماندهای که کنارش قدکشید و بزرگ شد؛ آنقدر بزرگ که در سالهای بعد از جنگ هم، در خط مقدم جهاد بودن را فراموش نکرد و با تأسیس قرارگاهی به نیت خدمت رسانی به مردم کشورش، حجت را بر خیلیها تمام کرد؛ قرارگاهی که نامش را به نام فرمانده دیگرش، حاج آقا مصطفای ردانیپور گذاشت تا نگاهش، برکت راه و مسیرشان باشد.
شماره نخست بیسیمچی در دوره جدید آغاز فعالیتش، خردادماه در 60 صفحه منتشر شد. به گزارش اصفهان زیبا آنلاین، شماره نخست بیسیمچی با یادمانی ویژه از سردار شهید حاج محمود شهبازی؛ فرمانده اصفهانی سپاه همدان و از فاتحان خرمشهر همراه بود.