مسیر آسمان 1389
داستان «مسير آسمان» درباره كارگری است كه در بخش خدمات فرودگاه حجاج كار میكند و قرار است به سفر حج برود. داستان سفر وی با دو خانواده ديگر گره میخورد و ....
داستان «مسير آسمان» درباره كارگری است كه در بخش خدمات فرودگاه حجاج كار میكند و قرار است به سفر حج برود. داستان سفر وی با دو خانواده ديگر گره میخورد و ....
دامون که به تازگی از مربی گری یکی از باشگاههای پرطرفدار فوتبال برکنار شده، با زنی مواجه می شود که سال ها قبل با او در ارتباط بوده است. این مواجهه مجدد، زندگی دامون و خانواده اش را تحت تاثیر قرار می دهد و...
سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول بهكار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیتهای بی ریا، متعهد، مومن، بهدور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.
او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد ميگيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.
دو طلبه جوان ميخواهند براي شركت در سميناري دانشگاهي پيرامون اديان به آلمان بروند. رئيس حوزه علميه آنها كه حاج آقا فراستي نام دارد، راه سفر را برآنها ميبندد. طلبههاي جوان با اغفال حاج آقا فراستي، ويزايي هم براي او ميگيرند و او را با خود به آلمان ميبرند.
خلیل کاتیوشا مردیست میانسال که در جنگ هشت ساله دفاع مقدس هم شرکت داشته و حالا بعد از سالیان سال تمام شدن جنگ، با خانوادهاش زندگی میکند. او صفحهای در اینستاگرام دارد که در آن حرفهایی سیاسی و جنجالی با دهها هزار مخاطبش میزند و با دیگر شاخهای اینستاگرام تفاوت دارد. دختر علی کاتیوشا معتقد است که میتواند از پدرش یک چهره مشهور بسازد و هر روز ویدئوها و سخنرانیهایی از او به همراه کلاهخود جنگی و چفیهاش میگیرد و کاتیوشا هم در این ویدئوها اعتراضات خود را نسبت به وضع جامعه اعلام میکند. با این حال این موارد هیچ کدام برای کاتیوشا نان و آب نمیشود و در نهایت او به کمک یکی از همرزمان قدیمیاش که حالا رییس یک موسسه بادیگاری است، تصمیم میگیرد بادیگارد شود. در نهایت او بادیگارد پسر یکی از اشخاص مشهور ممکلت میشود که به تازگی اعتیادش به مواد را ترک کرده و در ایام تعطیلات نوروز که قرار است در خانه تنها باشد، باید تحت نظر کاتیوشا قرار بگیرد تا مبادا دوباره سر وقت مواد برود. این جوان بچه پولدار عرشیا نام دارد (با بازی احمد مهرانفر) و مجبور است کاتیوشا را به مدت دو هفته در کنار خود تحمل کند و لب به مواد نزند...