برچسب بیتا عالمی

پا تو کفش من نکن 1395

«پا تو کفش من نکن» داستان دو زوج است که در روز قبل از عید غدیر به محضر می‌روند تا عقد کنند اما نام‌هایشان به‌اشتباه در شناسنامه یکدیگر درج می‌شود.

خالتور 1396

سه جوان که برای گذران زندگی در رستوران آواز می‌خوانند به خاطر اینکه تن به اجرای موسیقی مبتذل و کوچه بازاری (خالتور) نمی‌دهند از کار خود اخراج می‌شوند. آن‌ها که به شدت بی‌پول هستند مجبور می‌شوند برای اجرای در یک مراسم ختنه سوران به اطراف تهران بروند در راه با ماشینی مواجه می‌شوند که تصادف کرده است. آن‌ها برای کمک به سرنشینان ماشین اقدام می‌کنند و جان مرد میانسالی به نام عضدی را نجات می‌دهد. عضدی که سرمایه‌دار و میلیارد است به آن‌ها می‌گوید که احتمالا اشخاصی قصد جان او را داشته اند و از آن‌ها میخواهد که مدتی پیش آن‌ها بماند و وانمود کند که در تصادف کشته شده است تا بفهمد چه کسی قصد کشتن او را داشته است...

آبنبات چوبی 1394

مارال (با بازی هنگامه حمیدزاده) قصد دارد با دوست پسرش مهرداد (با بازی میلاد کی‌مرام)، به خارج از کشور برود. خانواده مارال تفکری سنتی دارند و برادرش مرتضی (با بازی کریم امینی) هم که فردی خشن هست با او در تعارض است. این موضوع باعث می‌شود که مارال از خانه فرار کند. مرتضی در همین زمان به کمک داماد خانواده فرهاد (با بازی رضا عطاران) که شوهر دختر خاله اوست، در تلاش پیدا کردن مارال هستند. آنها نخست به سراغ همکلاسی قدیمی وی و سپس به سراغ مهرداد می‌روند و متوجه می‌شوند مهرداد از چهار سال گذشته از مارال بی‌خبر است. در همین زمان مارال وقتش را با دوست خیابانیش نگین (با بازی سحر قریشی) سپری می‌کند که و با او به پارتی‌های شبانه می‌رود. در این بین مارال و نگین ناپدید می‌شوند. مرتضی از طریق مادر نگین (با بازی شقایق فراهانی) به مرگ او پی می‌برد. در همین زمان پیامکی به مرتضی ارسال می‌شود که گویا شخصی از مارال خبر دارد. او این پیام را به فرهاد نشان می‌دهد و سپس تنهایی به محل قرار می‌رود. در آنجا نگین سوار ماشین می‌شود و مرتضی می‌فهمد که مرگ نگین صحنه سازی خود او بوده. نگین به مرتضی می‌گوید که مارال به قتل رسیده‌است. در آخر مشخص می‌شود مارال که با فرهاد رابطه پنهان داشته، از او باردار شده و توسط او به قتل می‌رسد. نگین به فرهاد می‌گوید اگر پولی به قیمت خون مارال به او ندهد، او را با فیلمی که از صحنه قتل مارال گرفته به پلیس لو می‌دهد. فرهاد پول را می‌دهد، زمانی که نگین خارج می‌شود، مرتضی، مادرش و مریم (زن فرهاد) به خانه فرهاد می‌روند و او را می‌کشند.

همه چی عادیه 1395

روايتگر داستان زندگي جواني روستايي است که به دليل کمبود و بحران آب و به دنبال لقمه ناني به پايتخت مهاجرت مي‌کند. او مجبور به فعاليت در مشاغلي مي‌شود که دانش و تجربه‌اي از آنها ندارد

جاودانگی 1394

داستان فیلم سینمایی جاودانگی در شبی بارانی در قطار رُخ می دهد. به قصه زندگی شش خانواده در واگن های مختلف قطار می پردازد که با جا به جایی زمان روایت می شود