مردی بدون سایه 1397
ماهان کوشان (علی مصفا) پس از ساخت یک فیلم مستند درباره خشونت، زندگیاش تهدید شده و همسرش سایه، عاشقانه به کمک او میآید اما حوادثی پیچیده همه چیز را دگرگون میکند تا ماهان به خشونت فیلم خود گرفتار شود.
ماهان کوشان (علی مصفا) پس از ساخت یک فیلم مستند درباره خشونت، زندگیاش تهدید شده و همسرش سایه، عاشقانه به کمک او میآید اما حوادثی پیچیده همه چیز را دگرگون میکند تا ماهان به خشونت فیلم خود گرفتار شود.
حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و میخواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کمکم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا میرود تعقیب میکند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیدهاست: آیا او مهمترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمیگیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتلها در شبکههای اجتماعی مطرح میشود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل میشود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانهای بکشد…
مردي توسط يک زن تبهکار کُشته ميشود و دو غريبه را به جرم قتل بازداشت ميکنند. يکي صحنه قتل را نديده چون نابيناست، آن يکي هم فقط صحنه را ديده چون ناشنواست! آنها يک صبح تا غروب فرصت دارند که از اين مهلکه جان سالم به در ببرند ...
داستان روز رستاخيز درباره واقعه عاشوراست که با همراهي بکير(فرزند حر ابن يزيد رياحي) به قيام امام حسين (ع) و متن حوادث واقعه عاشورا مي پردازد. اين فيلم مقطع زماني مرگ معاويه تا قيام امام حسين (ع) و شهادت آن حضرت را در بر مي گيرد.
زهر مار یک مداح و حاج آقای مذهبی را در کنار یک بدکاره مواد فروش میگذارد و داستان این دو نفر را به نوعی به هم گره میزند. تماشاگر هم قرار است با این موقعیت کمدی (به قول فیلمنامه نویس کار!) هم بخندد و هم درس اخلاق یاد بگیرد. مداح که حاج حشمت نام دارد، به تازگی همسر خود را از دست داده و در یک تکیه بزرگ کار میکند. او به اصرار اهالی محل و یکی دو تن از بانفوذهای دور و برش، برای کاندیداتوری شورای شهر کاندید میشود و همین موضوع باعث میشود که یک دوست قدیمی به اسم رهی او را پیدا کرده و با خاطرات بار دیگر زنده شوند.