برچسب به آفرید غفاریان

مرزهای بی پایان 1401

احمد یک معلم تبعیدی است که در یک روستای فقیرنشین کوچک با قومیت بلوچ در امتداد مرز ایران با افغانستان زندگی می کند. او با خانواده ای از پناهندگان غیرقانونی هزاره آشنا می شود که از خطر فوری به قدرت رسیدن طالبان می گریزند. اندکی بعد احمد متوجه می شود که تعصبات بر همه زندگی آنها دیکته میشود و دیدگاه او در مورد درست و نادرست به شدت تغییر می کند.

شریک جرم 1402

میترا وکیل خوش‌نامی است که روزی در دفترش یک جنایت رخ می‌دهد. بنابراین او مجبور می‌شود برای دفاع از خود تحقیقاتی را درباره یکی از موکلانش آغاز کند و در این راه با دردسرهایی رو‌به‌رو می‌شود که حتی شغلش را نیز به خطر می‌اندازد.

شبکه مخفی زنان 1400

در ابتدای قرن چهاردهم شمسی، وقتی شاه متوجه جنبش‌های نوظهور مربوط به حقوق زنان در کشور می‌شود، ماموریت ویژه‌ای به یکی از اهالی دربار خود می‌دهد و ...

سوفی و دیوانه 1395

امیر با بازی امیر جعفری در حال خودکشی در مترو است که سوفی با بازی به آفرید غفاریان با طرح یک سؤال او را از این کار منع می‌کند. سوفی با داستان‌های خیالی دربارهٔ زندگی خود قصد دارد فکر خودکشی را از سر امیر بیرون کند. غافل از این که امیر هم دربارهٔ زندگی اش فقط تخیلاتی را برای سوفی نقل می‌کند. سوفی امیر را به یک گردش یک روزه دعوت می‌کند و …

درساژ 1396

گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانواده‌اش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی می‌کند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش می‌گذراند. یک روز آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا دست به اقدامی هیجان‌انگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظره‌ای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز، به دردسری پیچیده تبدیل می‌شود. اتفاقاتی که رخ می‌دهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر می‌دهد.