من مادرم 1395
یلم مضمونی اجتماعی دارد و درباره زنی با بازی بهنوش بختیاری است که بعد از هفت سال باردار می شود. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه خبری تمام رویاهای او را خراب می کند اما در نهایت…».
یلم مضمونی اجتماعی دارد و درباره زنی با بازی بهنوش بختیاری است که بعد از هفت سال باردار می شود. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه خبری تمام رویاهای او را خراب می کند اما در نهایت…».
فیلم «اتاق 311» درباره یک دزد بدشانس است که پس از آسیب دیدن پایش در اتاق 311 اورژانس بستری می شود و یک شب تا صبح با دو پزشک کشیک دانشجو، اتفاق های جالبی را تجربه می کند.
«عشق تعطیل نیست» داستان رها با بازی محمدرضا گلزار و نفس با بازی مهناز افشار، زوجی جوان است که در آستانه هفتمین سالگرد ازدواجشان با اتفاقاتی روبرو میشوند که زندگی خود و اطرافیانشان را تحت تأثیر قرار میدهد. .
کیانوش استقرارزاده سردبیر یک روزنامهٔ دههٔ ۱۳۱۰ است. او با نوشتن مقالهای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم میشود. در بین راه در اتفاقاتی توسط یک مار (نشیمنگز) گزیده میشود. شیرفرهاد، پسر خان پایینبرره یعنی سالارخان، او را به برره میآورد.
در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شدهاست. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.
موضوع فیلم تیام روایتگر تلاشهای دختری به نام تیام (مارال خدادادی) را برای رساندن دارو به مادر نابینایش ایلماه (بهنوش بختیاری) روایت میکند.
ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او بهطور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب درمیآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند.
داستان مردی به نام «ذبیح» را روایت میکند که علاقه عجیبی به داشتن ماشین دارد و در این راه همه تلاشش را به کار میگیرد تا پولی جمع کند تا به مدد آن بتواند ماشینی خریداری کند و به این وسیله در زندگیش تحولی ایجاد کند. او به این آرزو عمری را چایفروش لب خط بودهاست. ذبیح سرانجام موفق میشود پس از مدتها پول ماشینش را جمعآوری کند اما همزمان در روز خواستگاری دخترهایش پولها به سرقت میرود و این آغاز ماجراهای «آقاذبیح» ما و دیگران است