عاشق 1385
گوگو (هانیه توسلی) در خانواده فقیری زندگی میکند و از راه دزدی روزگار می گذراند. روزی با دزدیدن کیف یک زن، متوجه نامه استخدامی برای پرستاری از چند بچه میشود و به هوای دزدی به جای پرستار وارد خانه میشود...
گوگو (هانیه توسلی) در خانواده فقیری زندگی میکند و از راه دزدی روزگار می گذراند. روزی با دزدیدن کیف یک زن، متوجه نامه استخدامی برای پرستاری از چند بچه میشود و به هوای دزدی به جای پرستار وارد خانه میشود...
سارا و آیدا دوستانی صمیمیهستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان میافتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد میکند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار میکند روبرو میشود…
فیلم پسرکشی داستان زنی است که عاشق شوهر و بچه هایش است. چهار دختر دارد و از طرف شوهر و مادر شوهرش تحت فشار است که پسری به دنیا آورد. تلاش هایش برای بارداری اثری ندارد و نهایتا به تصمیم شوهرش تن میدهد که او همسر دیگری اختیار کند و از او صاحب پسر شود.
همسر جدید باردار میشود، وضع حمل میکند و خبر میآید که پسری به دنیا آمده است. دنیا بر سر زن و دخترها و مادر بزرگشان خراب میشود. سوگلی تازه از راه رسیده هم دل شوهر را حسابی زود برده است و هم پسری به دنیا آورده است، از ابتدا هم که خود شوهر مانع دوستی میان هووها شد و بدین شکل آتش کینه شعله ور و شعله ورتر شد.
مادر زن با سوزنی در دست به سراغ فرزند تازه به دنیا آمده میرود و آن را به سر نوزاد فرو میکند. مرد، زنش را طلاق میدهد و بچه هایش را رها میکند. بدین شکل به حدود ۳۰ سال بعد میآییم و زن را با پسری جوان میبینیم. پسری که شغل مناسبی در ادارهی میراث فرهنگی دارد و با مادرش زندگی میکند.
با ورود دختری به زندگی پسر و پیدا شدن دو اسکلت در یکی از پروژههای پسر همه چیز به هم میخورد. دختر پا به خانهی مادر و پسر میگذارد و دور از چشم پسر پیر زن را آزار میدهد تا جایی که کار پیر زن به بیمارستان میکشد و پسر به دنبال شکایت از دختر میرود و در این راه قصهی واقعی زندگی خودش را نیز از خواهرش میشنود.
داستان فيلم در بستري کمدي روايت ميشود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد ميدهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد ميرود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول ميکنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش ميرود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما ميشود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته ميبينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار ميگيرند. …
داستان فیلم داستان مردی است که در تصادفی همسرش ا از دست داده و متهم شناخته شده و به زندان رفته و ضمن اینکه موظف به پرداخت دیه همسرش شده، پسرش را هم از دست داده است و به خانواده همسرش بهاجبار قانون واگذار کرده.او با گذشته و کودکی، پدرش که ترکشان کرده، مادرش که جواب سؤالاتش درباره پدر را نمیدهد و رفیق قدیمی پدر که او را زیر کلی نگاه سنگین و حرفهایی که پشت سر او و مادر قهرمان میزدند بزرگ کرده مشکل دارد و میخواهد تکلیفش را با گذشته خود یکسره کند....