اینجا خانه من است 1380
مرجان زن ثروتمندی است که بخاطر از دست دادن همسرش و توصیه مادرش که قصد خروج از ایران را دارند نوزاد بیمارش را در ایستگاه مترو رها میکند. طلعت خدمه یک هتل که سرپرست خانواده نیز است کودک را پیدا کرده و با وجود نیاز مالی برای مداوای کودک تلاش فراوان میکند. مرجان پس از مدتی پشیمان شده و به دنبال فرزندش میگردد. از طرفی طلعت در یک امامزاده برای شفای کودک دعا میکند. کودک شفا یافته و طلعت او را به مادرش میسپارد.
فيلم داستان زن و شوهري را روايت ميكند كه شوهر دكتر است اما روزمرگي زندگي باعث بروزاختلافات و مشكلات متعددي ميان آنها شده است...
مردی پس از شکست در ازدواج اولش مجددا ازدواج می کند. همسر دوم مرد از سال ها قبل به او علاقه داشته است… زندگی روال آرامی دارد تا اینکه همسر دوم مرد با پسر شوهرش تصادف می کند و .. او مردد است که خود را معرفی کند یا اینکه … و این مسئله زمینه ساز بروز اتفاقات جدیدی می شود
یک عاشیق شخصیت محوری این فیلم است. او که «علسگر» نام دارد ، ۳۵سال است نخوانده و حالا تلاش می کند تا به شاگردش خواندن بیاموزد و او را به مرحله ای برساند که لیاقت ساز به دست گرفتن داشته باشد. در همین ایام همسرش به خوابش می آید و ماجراهای فیلم در ۹۰دقیقه ورق می خورد.عاشیق ها نوازندگان ترک زبان هستند که با سفر به شهرها و روستاهای مختلف به خواندن اشعار ترکی می پردازند.
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
داستان فیلم «ناسپاس» در دوران زندگی حضرت موسی(ع) می گذرد و در بستر بیان اختلافات قومی یهودیان، روایتی از یک ابرشخصیت یهودی به نام «آمیل» را به نمایش در می آورد.