دو ماجرا برای یک ازدواج 1392
داستان این فیلم درباره سیامک و شیرین است که از مرحله آشنایی و خواستگاری تا عروسی گرفتار رسوم مادی دست و پاگیری می شوند که سعی دارند این موانع را برطرف کرده تا به هم برسند
داستان این فیلم درباره سیامک و شیرین است که از مرحله آشنایی و خواستگاری تا عروسی گرفتار رسوم مادی دست و پاگیری می شوند که سعی دارند این موانع را برطرف کرده تا به هم برسند
رعنا که دو فرزند به نامهای بهزاد و ستایش از همسر سابق خود اتابک سپهری داشته، در ۲۴ سال قبل پس از جدا شدن از اتابک و ازدواج با جهان ملکپور، دخترش ستایش ربوده میشود. او با گذشت سالها همچنان در فراق دخترش غمگین است.او بارها برای پیدا کردن ستایش تلاش کرده و آخرین کسی که ادعای ستایش را کرد یلدا بود که او نیز از آزمایش موفقیتی به در نبرد. رعنا برای همسر پسر خود، بهزاد، دختر عمهاش، مهتاب، را در نظر گرفتهاست. اما پس از مدتی بهزاد مهتاب را فراموش کرده و با یلدا ازدواج میکند.
درباره صادق جوان متاهلی است كه مدتی است كار خود را از دست داده،وی در طول جستجوی كار به طور اتفاقی و ناخواسته به مراسم جشن نیكوكاری وارد می شود و در مسیری پا می گذارد كه برای خودش و همسرش ستاره غیرقابل پیش بینی بوده است.
در فصل سوم این سریال ماموران اطفائیه(آتش نشانی) که با گذراندن چندین عملیات،تجربههای زیادی بدست آوردهاند،به کمک این تجارب در حوادث گوناگون عملکرد بهتری از خود ارائه می دهند تا بتوانند جان انسانهای بیشتری را نجات دهند.
این مجموعه تلویزیونی یک سریال اپیزودیک است که در هر قسمت آن به یکی از پرونده های امنیت ملی می پردازد و زندگی ماموران امنیتی و اطلاعاتی را به تصویر می کشد.
دربارهٔ زوج جوانی به نام پیمان و کمند است که در خارج از کشور باهم آشنا شدهاند و ازدواج میکنند. در بازگشت به وطن سیما مادر پیمان که برای اولین بار عروسش را میبیند واکنشهایی در این خانواده برمیانگیزد و در هر قسمت اتفاقهایی رخ میدهد.
بانوی سردار بخشی از زندگی بیبی مریم ملقب به سردار مریم را روایت میکند. بی بی مریم بختیاری خواهر علیقلیخان سردار اسعد بود و فرزند حسینقلی خان. فرزند او علیمردان خان هم از مبارزان این دوره تاریخی بود. بیبی مریم با ایستادگی مقابل ظلم خوانین این منطقه بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرد. علیمردان خان فرزند او هم با وحدت بخشیدن بین اقوام ترک و لر، توانست مقابل نیروهای انگلیسی که از حمایت حکومت مرکزی برخوردار بودند بایستد. سریال بر اساس شخصیت بی بی مریم ساخته شدهاست و بر اساس یک برداشت آزاد از زندگی شخصیت داستان تولید شده است.
هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانوادهاش تأثیر بهسزایی گذاشتهاست. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانشآموزانش بهنام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی میدهد و شرایط خرید داروها را پیدا میکند، اما میفهمد که تراولها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها میشود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا میشود و ارتباطاتی با او پیدا میکند که باعث میشود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده میآورد و درگیر یک زندگی جنایی میشود.