برچسب بهشاد مختاری

همسرایی 1396

این سریال روایت فردی است که می‌خواهد با زرنگی گروه «هم‌سُرا» راه بیندازد. در طی ماجرای این قضیه خانمی که قرار است آگهی این گروه هم‌سرایی را در روزنامه بزند به جای گروه هم‌سرایی گروه همسریابی تایپ می‌کند و روند داستان عوض می‌شود و هرکس در این فیلم دنبال همسریابی می‌افتد.

سلام علیکم حاج آقا 1397

طلبه جوانی به محض اینکه عمامه بر سر می گذارد، متوجه می شود بینایی اش را از دست می دهد. بنابراین تصمیم می گیرد برخلاف رسوم طلبگی به زندگی خود سروسامانی بدهد.

شب های برره 1384

کیانوش استقرارزاده سردبیر یک روزنامهٔ دههٔ ۱۳۱۰ است. او با نوشتن مقاله‌ای انتقادی به تبعید در نقاط دوردست ایران محکوم می‌شود. در بین راه در اتفاقاتی توسط یک مار (نشیمن‌گز) گزیده می‌شود. شیرفرهاد، پسر خان پایین‌برره یعنی سالارخان، او را به برره می‌آورد.

خانه اجاره ای 1390

داستان‌های این سریال در یک مجموعه مسکونی که چند خانواده مختلف با مختصات و ویژگی‌های خاص خود زندگی می‌کنند، اتفاق می‌افتد. زندگی هر کدام از خانواده‌های این مجتمع، تحت تأثیر ماجراهای روزمره قرار می‌گیرد که اگرچه وقوع‌شان دور از ذهن نیست، اما تبعاتی دارد که فضایی شیرین و طنزآلود پدید می‌آورد.

شکرآباد 1393

این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستان‌ها و اتفاقات در سال‌های خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ می‌دهد، البته از نیمه‌ی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق می‌شود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده می‌کنند.

راوی داستان‌ها سه گونه‌اند:

در قسمت‌های اول، معلمی در مکتب‌خانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایت‌های پندآموز می‌خواند.
در قسمت‌های میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده می‌کنیم که برای سه فرزندش با نام‌های آلفرد، هیچکاک و تقدیم می‌کند - که کارهای اشتباه انجام می‌دهند - حکایت تعریف می‌کند تا آن‌ها پند بگیرند.
در قسمت‌های پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ می‌شکند و بخاطر تنهایی نیازمند هم‌صحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، هم‌بندی جدیدی وارد زندان می‌شود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد می‌شود یا از زندان می‌گریزد و زندانی اول، باز تنها می‌شود.

خنده بازار 1390

این مجموعه به تقلید طنزآمیز برنامه‌های سازمان صدا و سیما و طعنه به شخصیت‌های مختلف مانند باب راس (لذت نقاشی/ "داد ماست" در "ذلت نقاشی") می‌پرداخت.