رهایی 1393
گروگانگیرانی باهوش و سریع اقدام به گروگانگیری میکنند تا به خواستههای خودشان از طریق گروگانها برسند ولی شرایط برای آنها آنطور که میخواهند پیش نمیرود و با ورود یگان ویژه پلیس (نوپو) به ماجرا اتفاقاتی دیگری رخ میدهد
گروگانگیرانی باهوش و سریع اقدام به گروگانگیری میکنند تا به خواستههای خودشان از طریق گروگانها برسند ولی شرایط برای آنها آنطور که میخواهند پیش نمیرود و با ورود یگان ویژه پلیس (نوپو) به ماجرا اتفاقاتی دیگری رخ میدهد
مرجان طی یک درگیری برای دفاع از خود متهم شده است و امیر برای ملاقات در زندان، مطابق با قوانین باید با او ازدواج کند. امیر موتور سوار ماهریست و روی دیوار مرگ نمایش می گذارد. او با همه مشکلات بدنبال رهایی مرجان است و به سختی او را به مرخصی آورده اما مرجان از امیر می خواهد تا هر دو از کشور بگریزند ...
با خراب شدن ماشین زمینشناس جوان در کویر، او که در حال شناسایی سفرههای آب زیرزمینی است بهآبادی متروکی میرسد و به راهنمایی پیرمردی که تنها ساکن آنجاست و از تخصص مرد جوان آگاه شده از دهانه یک چاه به عمق زمین میرود. پیرمرد راه را بر او بسته و شرط خروج او را یافتن سرچشمهای میگذارد که به اعتقادش در عمق زمین پنهان شدهاست.
این مجموعه در دو فصل گذشته و حال، ماجراهای دو خانواده را از زمان قبل انقلاب تا عصر حاضر به تصویر میکشد. مجموعهای خانوادگی و اجتماعی است و داستان رویارویی دو خانواده را نشان میدهد که قربانیانش فرزندان آن خانوادهها هستند.
هر قسمت از این مجموعه موضوع متفاوتی دارد. «در این مجموعه سعی شده تا از داستانهای واقعی که ممکن است برای هر یک از افراد جامعه اتفاق بیفتد، استفاده شود.»
«دعوتنامه» روايتگر زندگي شخص درمانده اي است که در مشهد زندگي مي کند و کارش اين است که از زايران حرم امام رضا (ع) دزدي کند و از طريق آن زندگي بگذراند اما در نهايت مالباختگان اين قضيه داستان هاي فيلم را رقم مي زنند.
گلنار (پانیذ پارسا) خواهر کوچکتر ارس (حماسه پارسا) در کار خبرنگاری به موردی برمیخورد که قاچاق ارز تقلبی و دختر انجام میشود و مرکز فعالیت و پولشویی آنها یک صرافی است که متعلق به آقای یونسی (همایون ارشادی) میباشد. گلنار توسط آدمهای یونسی کشته میشود و این در حالی است که ارس هنگام مرگ مادرش به او قول داده بوده همیشه مراقب خواهرش باشد.
از طرفی یکی از افراد یونسی دختری است به نام پروانه مظاهری که کشته میشود و طوری نقشه چیده میشود که علیاکبر (محمدرضا فرد) که از دوستان ارس هست و در اندیشه افشاگری کارهای یونسی است، قاتل قلمداد شده و از میان برداشته شود.
روز چهارشنبهای ارس به کمک دو تا از دوستانش، ابی (احسان بذلی) و مایکل (مهران گلمحمدی) و همچنین نامزد علیاکبر به نام لیلا (سارا منجزی) با قصد به دست آوردن اطلاعاتی از خلافهای یونسی با اسلحه به صرافی حمله کرده و چند نفر را میکشند و از پلیس درخواست میکنند دوست زندانیشان یعنی علیاکبر از زندان آزاد شود.
در این میان بین سرهنگ (فرامرز قریبیان) از مأموران پلیس و سید مرتضی (حامد بهداد) که افسر اطلاعاتی است اختلاف نظرهایی بهوجود میآید که به اعتقاد سرهنگ باید با ملایمت با گروگانگیرها رفتار شود اما سید مرتضی میگوید همه آنها باید کشته شوند. سرهنگ ریشه این موضوع را در گذشته مشترکی میداند که سید مرتضی با ارس و علیاکبر دارد...
بيتا دختري است جوان که به تازگي در يک مطب دندانپزشکي به عنوان منشي، مشغول به کار شده است. همه چيز وفق مراد اوست تا اين که برخي ازبيماران به او تهمتهاي ناروايي مي زنند. امير که به عنوان دستيار دندانپزشک دل به بيتا بسته نمي تواند اين تهمتها را تحمل کند تا اين که...