خون خدا 1397
علی کارتن خوابیست که دورانِ نقاهت ترک اعتیادش در خیابانها، مصادف شدهاست با دهه اول محرم. او شب عاشورا در جعبهٔ غذای نذری که برایش آوردهاند، پاکتی آغشته به خون مییابد.
علی کارتن خوابیست که دورانِ نقاهت ترک اعتیادش در خیابانها، مصادف شدهاست با دهه اول محرم. او شب عاشورا در جعبهٔ غذای نذری که برایش آوردهاند، پاکتی آغشته به خون مییابد.
سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانهای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.
داستان درخت گردو در سه بازه زمانی سالهای ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و براساس داستان واقعی تلخ زندگی فردی رنج کشیده اهل کردستان، به نام قادر مولان پور کارگر بَنایی در روستای مرزی از نزدیکی سردشت است که خانواده اش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت بودند.
به هنگام شروع موشک باران تهران از زمستان ۱۳۶۶ اعضای خانوادهای پرجمعیت که تقریباً همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند، برای دوری از حملات دشمن، ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران میشوند. روستایی که مدرسه اصلی آن تبدیل به محل اسکان بخشی از اهالی جنگزده شدهاست. استقرار این خانواده در باغ و همجواریِ آنها با مردم روستا که در اوج همدلی بهسر میبرند، حوادث گوناگونی را برای خانواده رقم میزند که باعث درک آنها از مشکلات یکدیگر و ریشههای بیاهمیت اختلافاتشان میشود. آنها در طی این ماجراها درمییابند که استعداد کمک و یاری به یکدیگر را دارند و...اما هستهی مرکزی و نقش اول داستان نوجوانی به نام امیرمحمد است که اتفاقات جالبی برای وی میافتد و داستانهای گوناگونی که بقیهی اعضای خانواده با یکدیگر دارند به صورت موازی قصه را پیش میبرد.
هدی شب تولد 18 سالگی اش میباشد. دوستش ارغوان قصد دارد در شهربازی و بر روی چرخ و فلک برایش تولد بگیرد. برادر ارغوان او را در شهربازی میبیند و بخاطر اینکه به دروغ گفته است که میخواهد با دوستانش درس بخواند با او جروبحث کرده و قصد دارد به زور او را از آن محل ببرد. هدی مانع این کار میشود و برادر ارغوان او را با هل دادن نقش زمین میکند. این کار باعث میشود ضربه ای به هدی وارد شود و او کشته شود.
مادر هدی درخواست قصاص کرده ولی با توجه به قانون برای انجام قصاص باید پول دیه را تامین کند.
چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...
فیلم به ترورهای سال ۱۳۶۰ به دست گروه مجاهدین میپردازد. این درگیریها پس از برکناری ابوالحسن بنیصدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی شدت میگیرند. پس از برکناری ابوالحسن بنی صدر، گروههای ضد حکومت مانند گروه سازمان مجاهدین خلق ایران دست به ترورهای موفق مقامات ارشد حکومت میزنند. از سوی دیگر، سازمان اطلاعات کشور و اطلاعات سپاه با همکاری هم درصدد دستگیری اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق هستند. در این میان، این فیلم رابطهٔ بین یکی از اعضای سپاه و زنی از اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق را که در گذشته در دانشگاه همکلاسی بودند، نشان میدهد.
ایستگاه بهشت داستان نابینایی را بیان میکند که برای به دست آوردن بیناییاش تلاش زیادی به خرج میدهد، اما در این راه با مسایل تازهای برخورد میکند که در تغییر نگاه او به زندگی بسیار مؤثر است.«سروش» نابیناست اما به خاطر حس قوی ای که دارد، گاهی مثل یک بینا رفتار میکند. او مدت هاست که برای درمان چشمش به بیمارستان میرود و به یکی از پرستارها علاقمند شده. اما این علاقه فقط در دل سروش است و همین قضیه، اتفاقات جدیدی را در زندگی او به وجود میآورد.