برچسب بهروز بقایی

نوعی دیگر 1375

در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، یک موضوع خانوادگی- اجتماعی و دو نوع نگاه مختلف به آن مطرح می‌شود و تلاش می‌گردد تا راه‌های رسیدن به درک متقابل و میدان ندادن به اختلاف‌ها و ناهنجاری‌ها بررسی شود و این که، چگونه می‌توان خانه را به کانون محبت و شادی و تفاهم مبدل ساخت. شخصیت‌های اصلی این مجموعه، زن و شوهری به نام «خانم عزیز» و «آقای عزیز» هستند.

قطار ابدی 1376

قطار ابدی یک مجموعهٔ تلویزیونی کمدی است و در هر قسمت از این مجموعه، در قالب آیتم‌های یکسان، علاوه بر دنبال کردن ماجراهای خانواده‌ای معمولی و چهارنفره (به کارگردانی بهروز بقایی) شوخی‌هایی با داستان‌هایی مثل تیمارستان، حسن کچل، شهرزاد قصه‌گو، نرون و رابین هود اجرا می‌شد.

دنیای شیرین دریا 1377

در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، دو خانواده (هفت شخصیت ثابت)، هربار با مشکل تازه‌ای درگیر می‌شوند. مطابق معمول، هر بار بچه‌های خانواده مشکلی ایجاد می‌کنند و بزرگترها با هدایت و تدبیر خود، آنرا حل می‌کنند.

دنیای شیرین 1376

این مجموعه تلویزیونی، داستان دو خانواده (هفت شخصیت ثابت) است که گوینده داستان، دختری به نام «شیرین» با بازی زهرا جواهری» است. او همراه با پدرش که یک گلفروش، مادرش که یک پرستار، دو برادر کوچکترش که هرسه دانش‌آموز هستند و در همسایگی آنها دایی آنها و پسر کوچکش در یک طبقه از یک آپارتمان زندگی می‌کنند. در هر قسمت، آنها با موضوع تازه‌ای درگیر می‌شوند.

بزرگمرد کوچک 1387

این سریال به زندگی دانش آموزی به نام علیرضا (محمد شادانی)می‌پردازد که بچه‌ای پر جنب و جوش، کنجکاو و مملو از سؤال و چرایی دربارهٔ زندگی پیرامون خویش و دنیای امروز و تاریخ است. او در مقطع راهنمایی به همراه دیگر دانش آموزان همسن خویش تشنه آموختن است ولی گاهی افراط او در تحقیق و کنجکاوی، مدیر و معلمان مدرسه را به دردسر می‌اندازد…

توپ گرد 1381

۵ نوجوان به بهانه تشکیل یک تیم فوتبال، گرد هم می آیند و در ادامه داستان، ماجراهای مختلفی برای هر یک از آنها رخ می‌دهد.

دزدان مادربزرگ 1374

در روز عید غدیر خم، پیرزنی که در منزلش به تنهایی زندگی می‌کند، منتظر فرزندان خود است تا در آن روز، به دیدارش آمده و سری به او بزنند. در این حین، سه دزد جوان، به طمع سرقت یک میراث گران‌بها که تصور می‌کنند به پیرزن رسیده، وارد منزل او شده و پیرزن را به عنوان گروگان به خانه خود می‌برند. پیرزن به جای نگرانی و ترس، سعی می‌کند با خونسردی و آرامش، جای خالی مادر را برای آن سه جوان پر کند. رابطه مهرآمیز و مادرانه پیرزن با سه جوان و جستجوی فرزندان پیرزن برای یافتن او، ماجراهایی را رقم می‌زند. در پایان، آن سه جوان، تحت تأثیر محبت و منش انسانی پیرزن قرار گرفته و خودشان او را به منزلش برده و به فرزندانش تحویل می‌دهند.[۱]