وارونگی 1394
سهيل پس از چند سال بالاخره آدرس نيلوفر را پيدا کرده و به سراغش آمده است. رابطه آنها در گذشته ناکام مانده و اکنون دوباره در حال شکل گيري است.
سهيل پس از چند سال بالاخره آدرس نيلوفر را پيدا کرده و به سراغش آمده است. رابطه آنها در گذشته ناکام مانده و اکنون دوباره در حال شکل گيري است.
مرتضی (جواد عزتی) پسری است که در گاراژ کار میکند و به مناسبت سالگرد نامزدیاش از گاراژ ماشین گرانقیمتی را به عنوان امانتی برمیدارد، در همین حین که نامزد او سوار بر ماشین است و مرتضی برای خرید آبهویج بستنی میرود به ناگاه ماشین شهرداری با آینه بغل ماشین او برخورد و آینه بغل او میشکند و خسارت زیادی به ماشین وارد میشود که بعد از ۲ روز مرتضی و نامزدش مهناز (نازنین بیاتی) برای عذر خواهی به منزل شاهانه شاهرخ (محمدرضا گلزار) میروند و در آنجا اتفاقاتی رخ میدهد.
ماجرای فیلم دربارهٔ چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده سالهٔ تکواندوکار، که پدرانشان، کارگران یک کارخانهٔ تولید لوازم التحریرِ در شُرُفِ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، که در واقع عاملینِ اصلی این تعطیلی هستند، به تعقیبِ آنها میپردازند.
نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر میکند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام میدهد.
فیلم داستان دو خواهر است که با دختران تحصیلکرده و در شرف ازدواج شان، زندگی آرام , خوبی را دارند. اما در یک مهمانی خانوادگی و حضور مردی جوان و غریبه به عنوان مهمان ناخوانده، زندگی این دو خانواده را بحرانی میکند...
عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده، سراغ عطا ميروند. عطا دراين مدت درکما بوده و به تازگي بههوش آمده و به زندگي عادي بازگشته. اين سه رفيق دوباره باهم همراه شده، در پي کاري شرافتمندانه ميگردند. اما پس از تلاشهاي بسيار،ناچار ميشوند دوباره ....
يونس به عنوان فرمانده گردان غواصان سه شب قبل از عمليات در حالي که در صدد حفر تونلي در منطقه عملياتي بوده، مفقودالاثر شده است. حالا پس از سي سال اطلاعاتي به دست مي آيد که نشان مي دهد احتمالا يونس زنده است و در آن زمان به واسطه منافقين قرارگاه اشرف با دشمن همکاري کرده…
فرید (امین حیایی) کلکسیونی از چیزهایی است که در چهل یا پنجاهسالگی نباید بود. اعتیاد داشته (باز خوب است که حالا ترک کرده!)، زنش ولش کرده، بیکار است، بیپول است، نمیتواند از پسرش نگهداری کند، در خانواده احترامی ندارد و از همه بدتر همه اینها را میداند و از درون هم ویران است.