آسمان بی ستاره 1391
رزو پسر عباسعلی خواستگار دختر مشحسن است، اما هر بار که تصمیم میگیرد به خواستگاری برود، اتفاقاتی باعث شکراب شدن رابطه بین پدران میشود که در نتیجه، مراسم خواستگاری به تعویق میافتد.
رزو پسر عباسعلی خواستگار دختر مشحسن است، اما هر بار که تصمیم میگیرد به خواستگاری برود، اتفاقاتی باعث شکراب شدن رابطه بین پدران میشود که در نتیجه، مراسم خواستگاری به تعویق میافتد.
فیلم «بهمنا» داستان دختری با همین نام است . خان آبادی «جهانگیر» می باشد که قصد دارد بهمنا را به همسری پسر خود «اتابک» درآورد تا از اتابک خان قدرتمندی بسازد. اما بهمنا با این ازدواج مخالف است و در این میان داستان هایی رقم می خورد.
سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست) در حال پیگیری پرونده گروهی از قاچاقچیان اعضای بدن است که به اسم امیر شهسواری (امیررضا دلاوری) میرسد و از دوستش دکتر کسری کیا (امیر آقایی) که در پزشکی قانونی کار میکند کمک میگیرد، اما دکتر کیا روش خاص خود را برای برخورد با جنایتکاران دارد…
دانیال و بابک که هر دو از بیکاری رنج می برند در مقابل دریافت دستمزد ناچیز، کارمند سرای سالمندانی می شوند که تملک آن در حال واگذاری به وراث قانونی است. در میان سالمندان مردی به نام رحمت زندگی می کند که نقشه گنجی مدفون در باغ سرا در اختیار دارد . رحمت بهارلو به کمک دانیال و بابک اقدام به حفاری می کند اما چیزی به دست نمی آورند و این در حالی است که مهلت تخلیه رو به پایان است. رحمت که به دلیل سبک زندگی اش فرصت استفاده از ثروتش را هرگز نداشته به یکباره تصمیم می گیرد با خرید سرا و وقف آن ، سالمندان را از بی سرپناهی و بلا تکلیفی نجات دهد.
رعنا، دختر مردی به نام سنایی، از صابونپزهای قدیمی تهران است. پس از چندی دانایی که دبیر آموزش و پرورش است به خواستگاری رعنا آمده و با وجود مخالفتهای منصور (برادر رعنا) با او ازدواج میکند. اما پس از گذشت مدتی دانایی به خاطر شرکت در فعالیتهای سیاسی دستگیر و روانه زندان و کشته میشود. پس از سالها پسر رعنا که به شدت در حال مبارزه با رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ است، در یک درگیری خیابانی مفقود میشود. رعنا و دخترش به دنبال یافتن او هستند که ماجراهایی از گذشته دوباره زنده میگردد.
در پایان یک شب پرماجرا، آتیلا (رئیس یک باند) از بالای یکی از ساختمانهای تهران به پایین پرتاب شده و به قتل میرسد. شاهرخ (باستانشناس معروف) به جرم قتل آتیلا دستگیر شده و با حامد هم سلولی میشود، که به خاطر قتل همسر باردارش به اعدام محکوم شده است. سایه دختر شاهرخ به مهران میپیوندد تا نام پدرش را از این اتهام پاک کند…
سعيد سرخورده بخاطر پشيمانی از خلافهای گذشتهاش به همراه دايی پير خود به مرقد امام(ره) میرود. دايی قرار است در مرقد امام(ره) به كاروانی كه پس از برگزاری مراسم سالروز ارتحال امام(ره) راهی كربلاست، بپيوندد. سعيد طی ماجراهايی با افرادی روبهرو میشود كه هر كدام از جايی برای برپايی اين مراسم آمدهاند. حضور در كنار آنها آغاز مسيری تازه در زندگی اوست.
داستان این فیلم درباره جوان ثروتمندی به نام رامین است که در یک سانحه همسرش رو از دست می دهد و فقط دخترش زنده می ماند. رامین بعد از مدتی دوباره ازدواج می کند. یک روز رامین کارگزار مرگ را می بیند و بعد از کلی عجز و لابه ۲۴ ساعت فرصت گرفته تا ...