نیمه روشن 1387
اين فيلم به مفاهيم معنوي و معجزه اشاره دارد و از رويكردي اجتماعي برخوردار است. داستان آن درباره يكي از رمان نويسان جنگ تحميلي است كه با يكي از موضوع هاي كتاب خود درگير مي شود و همين مسئله اتفاقاتي را به وجود مي آورد.
اين فيلم به مفاهيم معنوي و معجزه اشاره دارد و از رويكردي اجتماعي برخوردار است. داستان آن درباره يكي از رمان نويسان جنگ تحميلي است كه با يكي از موضوع هاي كتاب خود درگير مي شود و همين مسئله اتفاقاتي را به وجود مي آورد.
بهرام مهندس معدن که در خارج از ایران زندگی می کند با خرید یک فرش ایرانی خوابهای عجیبی می بیند . او که برای انجام کاری عازم ایران است ،تصمیم می گیرد با پیگیری ماجراهای فرش ، راز آنرا دریابد .
در سحرگاه یک روز سرد، مراسم اعدام «سیاوش کیانی» برگزار میشود. طناب دار به گردن قاتل آویخته میشود، حکم قضایی توسط قاضی کشیک خوانده میشود. آخرین تقاضا برای عفو، از سوی خانواده مقتول صورت میگیرد اما خانواده مقتول تقاضا را رد میکنند و حد را اجرا میکنند اما طناب دار پاره میشود...
خاله خانم به همراه پسر و عروسش در یک خانه زندگی میکنند. خاله خانم عروسش را دوست ندارد و به خاطر همین با او بد رفتاری میکند. همایون مستأجر و خواهرزاده خاله خانم که از این رفتار ناراحت است نقشهای طراحی میکند تا خاله خانم پی به اشتباهش ببرد …
کلانتر ۳ مجموعهای پنج اپیزودی با نامهای دخترعمو، مرگ مشترک، نسترن، دوستان و کمال است.
در فیلم تایماز موتوری، تایماز پیک موتوری است که حین بردن یک دست کت و شلوار دامادی، طی حادثه ای به زمین می خورد و کت شلوار کثیف می شود و تصمیم می گیرد که خودش آن را بشوید و فردا به صاحبش بازگرداند اما…
ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او بهطور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب درمیآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند.
این سریال در واقع داستان سفری جالب به اعماق معنا و مفهوم واقعی حیات است. داستان این سریال در مورد جوانی است معلول که دچار مرگ مغزی شده و پزشکان در صدد انتقال قلب او به یک گیرنده قلب بر میآیند. روح حسن مخالف این کار است زیرا میداند در این صورت باید به عالم دیگری هجرت کند. یک دانشجو پزشکی به نام گلبهار قادر به دیدن و ارتباط با روح حسن است. او در قبال درخواست حسن برای انتخاب گیرنده قلبش به حسن کمک میکند…