روزهای بهتر (دیگری) 1396
«دیگری» قصه زوجی را روایت می کند که پس از جدایی برای نجات جان کودک شان، در مسیر انتخابی سخت قرار می گیرند.
«دیگری» قصه زوجی را روایت می کند که پس از جدایی برای نجات جان کودک شان، در مسیر انتخابی سخت قرار می گیرند.
معلمي با همسر و فرزندش در يكي از روستاهاي حومه ي تهران زندگي مي كند. او به سختي موفق مي شود خانه اي در بلندي تپه اي بسازد اما به زودي متوجه مي شود كه همسرش از بيماري كليه رنج مي برد و درشرف مرگ است. تمام اقدامات او، به دليل وضع نامساعد مالي، براي همسر بيمارش بي نتيجه مي ماند تا اين كه مادر يكي از شاگردانش كه به نظر مي رسد دانش آموز بي انضباطي است بدون اطلاع معلم به بيمارستان مي رود و يكي از كليه هايش را به همسر معلم اهدا مي كند.
53 نفر از مأموران ساواك در چند كشور ميان ايرانيان عضو انجمن هاي اسلامي نفوذ كرده اند. احمد كه عضو يك گروه اسلامي است، تعدادي عكس، دويست هزارتومان پول و 52 قطعه نگاتيو عكسهاي شناسايي شده 52 نفر را در يك ساك مخفي كرده و قصد خروج از تهران را دارد كه در محاصره ساواك قرار مي گيرد و ناچار ساك خود را با ساك يكي از مسافران (حسين) عوض مي كند و از خطر مي گريزد. احمد همراه دوستش در يك خانه به طور موقت مخفيانه زندگي مي كند. حسين كه همسرش نيز بيمار است براي مداوا و معالجه اش در خارج از كشور نياز به پول دارد. پس از چند روز همسرش پي به محتويات ساك مي برد و به او مي گويد كه پولها را براي معالجه اش فراهم كرده است. مأموران ساواك ناموفق از دستگيري احمد براي رديابي او شرح گمشدن ساك را در روزنامه آگهي مي كنند. حسين با تلفن آگهي تماس مي گيرد و پي به اصل ماجرا مي برد. احمد، حسين را پيدا مي كند و سپس به او توضيح مي دهد كه محتواي ساك چيست. ساواك خانه حسين را شناسايي مي كند. احمد، حسين را نزد دوستش مي برد و از وي مي خواهد كه با آنها همكاري كند. احمد با نقشه اي خود را جاي حسين به ساواك معرفي مي كند و مي گويد ساك نزد اوست و ساواك را به دنبال خود در خيابانها مي كشاند، ساواك كه متوجه نقشه احمد شده است وي را شكنجه مي كند و به دنبال ساك به مقصد اصلي مي رود. در اين فاصله، حسين به خانه برمي گردد، ساك را برمي دارد و نزد همسرش كه در بيمارستان بستري است مي رود و به او مي گويد كه بايد راه احمد را ادامه دهد. گذرنامه خود و همسرش را به وي نشان مي دهد. همسرش نيز با خوشحالي اين تصميم را مي پذيرد.
بهرام شاهمحمدلو را بارها در سینما، تلویزیون و تئاتر با نقشهای مختلفی دیدهایم اما حضور کوتاه و متفاوتش در فیلم «بعد از رفتن» به قدری جذاب از آب درآمده که میتوان آن را یکی از مهمترین برگبرندههای فیلم نامید.
درباره کارگردانها و مجریها و گویندههای آثار خاطرهانگیز کودکان و نوجوانان دهه پنجاه، شصت و هفتاد مطالب زیادی نوشته شده اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که بعضی از این چهرههای مطرح، کماکان وسط میدان هستند و به عنوان بازیگر، مجری، کارگردان و .. با انگیزه بسیار فعالیتشان را ادامه میدهند. بهانه روایتمان، اکران فیلم «بعد از رفتن» به کارگردانی رضا نجاتی، با بازی بهرام شاهمحمدلو و احترام برومند است؛ بازیگرانی که هردو در دهه پنجاه و شصت، خاطرات جذاب زیادی را در حوزه کودک و نوجوان برجا گذاشتهاند. علاوه بر این دو بازیگر، ایرج طهماسب هم مدتی است با «مهمانی»اش طرفدارهای زیادی پیدا کرده. مروری داریم بر کارنامه هنری این چهرههای مطرح و خلاق همیشه در صحنه.