برچسب بهرام سروری نژاد

رهایم کن 1401

«هاتف» و «حاتم» دو برادر از یک خانواده سرشناس ساکن سیاهرود هستند. حاتم پسر ارشد خانواده دلداده پرستار بچه‌اش، «مارال» است. در حالی که هنوز ابهامات زیادی در رابطه با سرنوشت زن سابقش در میان اهالی سیاهرود وجود دارد. مارال می‌فهمد جان برادرش در خطر است. حاتم در پی کمک به مارال و پیگیری ماجرا متوجه می‌شود داستان برادر او به برادر کوچک خودش هاتف که چند سالی است به تهران مهاجرت کرده، گره خورده است. با بازگشت هاتف به سیاهرود، دو برادر درگیر موقعیت پیچیده عاشقانه‌ای می‌شوند كه خروج از آن ممكن است آنها را تا مرزهای غریبی از عشق و نفرت بكشاند...

روز بیست و یکم (نمایش) 1397

در بحبوحه شلوغی‌ها و درگیری های شهریور ۱۳۲۰ در ایران مردم دچار قحطی شده اند. مرگ فرماندار شهر، آشوب و بلوایی بین کنسول روس، روحانی و معلم شهر و نظمیه چی راه می‌اندازد که هم زمان با عاشقانه ای، داستان پیچیده تر می‌شود.

مردی به نام اوهه (نمایش) 1396

در منزل مردی به نام پیوتر اوهه اتفاق عجیب و غریبی می‌افتد. ببری در لوله‌ی حمام پیدا می‌شود! این خبر توسط کارمند رسمی به خانواده داده می‌شود و این تازه آغاز ماجراست. اقشار مختلف جامعه از این اتفاق سواستفاده می‌کنند تا جایی‌که برای تفریح یک مهاراجه منزل اوهه را تبدیل به جنگل و سیرک می‌کنند. در نهایت برای خدشه‌دار نشدن روابط دو کشور ...

شوبیل (نمایش) 1397

نادر در پاره‌های مختلف زندگی چندپاره شده است‌. گذشته، عشق، آینده و دریچه‌های رنگارنگی که گیج‌کننده و سرسام آور روبروی خود می‌بیند او را آشفته‌تر کرده. اما نجاتی هست.حتما راه نجاتی هست! حتی اگر او برای نجات یافتن متوسل به کاری شود که نادر را در فهرست نادرترین موجودات جهان قرار دهد...

شهر قشنگ 1385

این سریال داستان تاجری میباشد كه به سراغ كیمیاگری به نام اجمی مجی‌جان می‌رود. او از این كیمیاگر می‌خواهد به او معجونی دهد تا عمرش طولانی شود. هر چه اجمی مجی‌جان به او اصرار می‌كند كه عمر دست خداوند است، این تاجر به حرف‌های او توجه نمی‌كند و اكسیری از وی گرفته و می‌نوشد و همین مساله باعث می‌شود او به یك قورباغه تبدیل شود. این جادوگر به شرطی حاضر می‌شود اكسیر تبدیل‌شدن تاجر قورقوری به انسان را بدهد كه او تا پایان عمر كار بدی مرتكب نشود.