برچسب بهرام دهقانی

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

خوب بد زشت 1393

بهادر شفیعی یک لات است که عاشق خانواده‌اش است اما هربار یک خرابکاری می‌کند. پدرش او را از خانه بیرون کرده و در زندان به سر می‌برد. او به شرط پابند آزاد می‌شود و باید تا یک ماه از محدوده مشخص بیرون نرود و هر روز ساعت ۱۲ ظهر خودش را به کلانتری معرفی کند. او عاشق یک خانم دکتر دندانپزشک می‌شود که در خیابان وقتی عده‌ای مزاحمش شده بودند، بهادر یک کتک حسابی بهشان زده. او در تلاش است تا خانواده‌اش را راضی کند برایش به خواستگاری بروند. او دارای سه خواهر به نام‌های بهاره، بهنوش و سوسن است و پدرش حسین‌آقا در آموزشگاه رانندگی کار می‌کند و صاحب آبرو و اعتبار هستند. بهادر با کمک دایی‌اش که از لاتهای قدیمی تهران بوده در پی جلب رضایت خانواده قدم برمی‌دارد.

ستایش 2 1392

ستایش با دو فرزند خود نازگل و محمد و با نام مستعار رودباری (بجای فردوس) و پس از گذشت ۲۲ سال از آن قضایا در منطقه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کند و صاحب رستورانی محبوب در میان مردم است. پسر او محمد ماهی‌فروشی دارد و با موتور ماهی به خانه‌ها می‌برد. به‌صورت اتفاقی حشمت فردوس که با خانواده‌اش در شمال به ویلایشان آمده‌اند، از محمد ماهی می‌خرند و محمد هر بار با یک بهانه‌ای به آن خانه می‌رود، چون هم از نوهٔ حشمت فردوس خوشش آمده و می‌خواهد پیش وی کار کند تا به مقامی بالا برسد و ثروتمند شود. حشمت او را برای جاروکشی به محل کارش دعوت می‌کند و محمد راهی تهران می‌شود تا پیش او کار کند. از طرفی دیگر استاد دانشگاه نازگل از او خواستگاری می‌کند و از ستایش و نازگل می‌خواهد که به تهران نقل مکان کنند و عروسی را آنجا گرفته و ماندگار شوند. ستایش بعد از آمدن به تهران به منزل دوست قدیمی خود، عاطفه می‌رود. صابر، پسر حشمت فردوس نیز رام زنی به نام پری‌سیما که از طرف فردی ناشناس اجیر شده، می‌شود و با کمک او وکالت تمام اموال حشمت را با کلاهبرداری از او می‌گیرد. ستایش نیز توسط همسر عاطفه، دوست قدیمی خود می‌فهمد که اگر رضایت پدربزرگ نازگل یعنی حشمت فردوس نباشد عقد از لحاظ شرعی باطلست، و به دنبال حشمت فردوس می‌رود. از طرفی دیگر محمد که رانندهٔ حشمت است، دختران صابر را به میل خودشان پیش دوستان و خوشگذرانی‌هایشان می‌برد و محمد را تهدید می‌کنند که چیزی به پدربزرگشان نگوید، اما یک شب بعد از برگرداندن آن‌ها از مهمانی کسانی که به آن‌ها مواد داده بودند را کتک می‌زند، ولی با دروغ نوه‌های حشمت، حشمت در صدد اخراج اوست که ستایش برای گرفتن رضایت از حشمت فردوس برای عقد دخترش وارد دفتر او می‌شود و حشمت و محمد را در آنجا می‌بیند. سپس حشمت با دقت به ستایش نگاه می‌کند و او را می‌شناسد. رابطهٔ محمد و حشمت ادامه پیدا می‌کند و در همین اثنا، صابر، پسر بزرگ حشمت با تحریک همسر سومش پری‌سیما صفائی (برادرزادهٔ انیس) از وکالت‌نامهٔ حشمت سوء استفاده کرده، همهٔ اموال پدرش را به نام پری‌سیما می‌کند. حشمت نیز به همراه محمد مجبور به ترک خانه‌اش می‌شود.

عالیجناب 1396

داستان این سریال به ماجرای دو رقیب انتخاباتی می‌پردازد.

دکتر احمد ملک پس از انجام مناظرات انتخاباتی با رقیب خود مهندس صفاریان و برگزاری انتخابات، به عنوان رئیس‌جمهور منتخب ایران انتخاب می‌شود. تلاش او برای امضای معاهده‌ای مهم موافقان و مخالفان زیادی دارد. ۴۸ ساعت قبل از برگزاری اجلاس، تهدیدات علیه خانواده او، امنیت ملی را به خطر می‌اندازد. دکتر ملک باید بین حفظ امنیت خانواده و امضای معاهده یکی را انتخاب کند…

تنهای تنهای تنها 1391

«عبدالکریم» ـ معروف به «رنجرو» ـ پسرکی بوشهری است که در یکی از روستاهای اطراف نیروگاه اتمی بوشهر زندگی می‌کند. او با پسرکی روسی، که پدرش از مهندسان روسی نیروگاه است دوست می‌شود؛ اما تحولات جهانی بویژه پرونده هسته‌ای ایران و واکنش‌های اطرافیان، دوستی صادقانه و بی‌آلایش آنها را تهدید می‌کند.

رنجرو ماهی‌فروش است و از زبان روسی جز چند جمله که به درد ماهی فروشی می‌خورد نمی‌داند و «اَلِگ» دوست روس او هم از فارسی همان مقدار را می‌داند که رنجرو هنگام دوره‌گردی برای فروش ماهی فریاد می‌زند. زنی روس، که او نیز از مهندسان نیروگاه بوشهر است نقش مترجم آنها را بازی می‌کند.

رنجرو چند بار در پی سرزنش‌های خانواده‌اش، که می‌ترسند او بر اثر این رفاقت، کمونیست شود، از دوست روس‌اش جدا می‌شود تا اینکه سرانجام به خاطر گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فعالیت نیروگاه متوقف می‌شود. مهندسان روس بوشهر را ترک می‌کنند، بوی جنگ به مشام می‌رسد و نیروهای ارتش آماده دفاع می‌شوند و ...

هر شب تنهایی 1386

عطيه نويسنده و مجري يك برنامه خانوادگي راديوست. او هر روز به سؤالات شنوندگان اين برنامه پاسخ مي دهد و به آنها توصيه مي كند با همسرشان چگونه باشند تا زندگي زناشويي بهتري داشته باشند. عطيه به شهر مقدس مشهد آمده است، اما او درگير مناسبات خود و همسرش است و مشكلي دارد كه حل نشدني است و...

پل چوبی 1390

سال ۱۳۸۸. امیر (بهرام رادان) و شیرین (مهناز افشار) در آستانهٔ دهمین سالگرد ازدواج‌شان قصد مهاجرت از ایران را دارند. در تب‌وتاب پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری کارهای سفرشان به مشکل برمی‌خورد و تنها راه پیش رو پیشنهاد استاد قدیمی‌شان کامران صبوحی (مهران مدیری) است که مدتی قبل به آن‌ها گفته شیرین برای گرفتن ویزا و فراهم‌کردن مقدمات مهاجرت نزد او در دبی برود و امیر در آن مقطع به دلیل علاقهٔ قدیمی صبوحی به شیرین مخالفت کرده‌است. یک ماه مانده به انتخابات شیرین می‌رود و کارها به‌دلیل حوادث پس از انتخابات برای امیر بیشتر گره می‌خورد. دستگیری آیدا خواهر امیر در این اثنا و بازگشت نازلی (هدیه تهرانی) عشق قدیمی امیر که ده سال قبل او را رها کرده و رفته، بحران را تکمیل می‌کند.

من مادر هستم 1390

فیلم دربارهٔ زندگی دو خانواده مرفه است که در حال فروپاشی است. در این میان حوادثی که برای دختر یکی از خانواده‌ها که نوزده سال دارد (باران کوثری) پدید می‌آید، سبب برملا شدن بسیاری از رازهای زندگی آدم‌های قصه می‌شود. این دختر ۱۹ ساله که آوا نام دارد توسط دوست خانوادگی خود به نام سعید مورد تجاوز قرار می‌گیرد و به سبب انتقام از او دست به قتل سعید می‌زند. در همین حین ناهید، مادر آوا، قتل را به عهده می‌گیرد. اما نهایتاً آوا اعتراف به حامله بودن از سعید و همچنین قتل سعید می‌کند که …