خانه پرتقالی ها 1401
در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.
در «خانه پرتقالی ها» هر روز پدربزرگ و مادربزرگ همراه فرزندان و نوه های خود ماجرایی تازه را تجربه می کنند. روایت هر ماجرا نیز از فولکس قدیمی گوشه حیاط آغاز می شود.
این مجموعه نمایشی با محوریت پیشگیری از گرایش به مصرف مواد مخدر و در دو اپیزود متفاوت در دو دوره زمانی قجر و رئال(پارک) تشکیل شده است!
این مجموعه نگاهی متفاوت به روابط خانوادگی خواهد داشت، ضمن اینکه عمده داستان به سمتِ جمعیت، فرزندآوری و ازدواج خواهد بود. این مجموعه سعی دارد با ارائه راهکارهایی مبتنی بر علوم روانشناسی به حل چالشهای روزمره و در نتیجه تقویت روابط اعضای خانواده کمک نماید.
شخصیت مجید دلبندم در این مجموعه از شخصیت مجید در سیب خنده الهام گرفته و در مورد دو برادر به نام های رضا و مجید و خواهرشان معصومه است. رضا با دیدن قسمت آخر سریال «سیب خنده» دلش برای مجید تنگ می شود و مجسمهای از مجید می سازد. مجسمه خود به خود زنده می شود و ماجراهای مختلف را رقم می زند. نقش آقای گلابچی صاحبخانه را حمید لولایی بازی میکند. ابتدای سریال نقش رضا را بهراد خرازی بازی میکند که بعد از آن نقش توسط جواد رضویان ادامه می یابد. در بخشهایی به عنوان پسر آقای گلابچی و با نام تیمور و همسر معصومه خود رضا عطاران نیز حضور دارد. در این سریال، عروسکی به نام مجید با گویندگی مجید صالحی، کلمات را به صورت اشتباه بیان میکند که با تصحیح اعضای خانواده با جملهی «مجید دلبندم...» مواجه میشود. ترکیب «مجید دلبندم...» در فرهنگ عامه نیز تا حدودی رواج یافت.
ماجرای اصلی این سریال با گره خوردن در حوادث عجیب و جالب سال ۱۴۰۰ و بازگشت به آن ادامه پیدا میکند.
منصور مرد جوانی است که به همراه عزیز و مادرش درخانه ای زندگی سختی می گذرانند . پدرمنصور مردی بود قوی هیکل و درشت اندام که رشته پهلوانی را برگزیده بود و با انجام نمایشهای قدرتی گذران زندگی می کردند اما روزی درحین انجام نمایش دچار ایست قلبی می شود
ماه پیشونی همراه با یکی از نوادگان ارژنگ دیو در فضای فانتزی و شاد همسفر میشود . سفری در دنیای امروز ؛ برای کودک درون همه افراد خانواده .
در یک مهمانی مادر بزرگی مورد نامهربانی قرار می گیرد و بچه ها متوجه می شوند. مادربرزگ می گوید گل مهربونی خشک شده و در قصه هاست. بچه ها تصمیم می گیرند به دنیای قصه ها بروند تا گل مهربونی را پیدا کنند.