مستوره (کوتاه) 1397
ایام کشف حجاب رضاخانی است و مستوره با شوهرش عهد کرده که برای اینکه با آژانها روبهرو نشود، از منزل بیرون نرود. او، مایحتاج خود را با کمک همسایگان تأمین میکند تا اینکه یک روزی مار، «نرجس»، دختر سیدخانم را نیش میزند. حالا او باید بین وفای به عهد و نجات جان فرزند خردسالش، یکی را انتخاب کند.
