برچسب بهار نوحیان

مستوره (کوتاه) 1397

ایام کشف حجاب رضاخانی است و مستوره با شوهرش عهد کرده که برای اینکه با آژان‌ها روبه‌رو نشود، از منزل بیرون نرود. او، مایحتاج خود را با کمک همسایگان تأمین می‌کند تا اینکه یک روزی مار، «نرجس»، دختر سیدخانم را نیش می‌زند. حالا او باید بین وفای به عهد و نجات جان فرزند خردسالش، یکی را انتخاب کند.

مرگ درمی زند 1390

داستان این فیلم درمورد پیرمرد تنهایی است که دور از فرزندانش زندگی می کند . او با جوانی آشنا می شود که او هم دچار مشکلات زیادی دارد .برخورد این دو نفر باعث تحول در زندگی آن ها می شود

عروس 1382

فریبرز جوانی ۲۷ ساله اهل ارومیه که در تهران در منزل پدربزرگش زندگی می‌کند و و در دانشکده اقتصاد تحصیل می‌نماید به دلیل اینکه از نظر اقتصادی وابسته به خانواده نباشد در صدد است تا کاری پیدا کند و تصمیم می‌گیرد که با ماشین بسیار قدیمی و عتیقه پدربزرگش جهت استفاده در عروسیها کسب درآمد نماید که ماجراهایی را می‌آفریند.

ربات 1385

فیلم "ربات" ساخت روبات امدادگر توسط عده‌اي از دانشجويان تيزهوش و نابغه را براي شركت در مسابقه به تصوير مي‌كشد.

یونس 1394

یونس نوجوانی 15 ساله، متوجه می‌شود که برادرش با دروغ گفتن، شخصی به نام هاشم را راضی کرده تا پول زیادی به او قرض بدهد و قول داده که پول را زود برگرداند. هاشم چند بار سراغ پولش می‌آید، اما برادر خودش را پنهان می‌کند. یونس که می‌بیند دروغ برادرش دارد زندگی هاشم را ویران می‌کند، تمام حقیقت را می‌گوید. هاشم که همه چیز را فهمیده، سراغ نصیر می‌رود و با هم درگیر می‌شوند و حین درگیری هاشم کشته می‌شود. یونس تنها شاهد ماجراست؛ او باز هم بر سر دوراهی می‌ماند که آیا در دادگاه حقیقت را بگوید و برادرش را لو بدهد یا نه؟

بالهای خیس 1391

در مجموعه تلویزیونی «بال‌های خیس» دو داستان به موازات هم روایت می‌شود.
داستان اول این مجموعه‌ی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقان‌نسب» شکل می‌گیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گسترده‌ای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم ‌قدیمی‌اش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش می‌آید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی می‌کند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی می‌افتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینه‌ساز به وجود آمدن ماجراهایی می‌شود که پی در پی بر سر راهش قرار می‌گیرد.