برچسب بهار محمدپور

کودک پنجاه ساله 1398

داستان این فیلم درباره پژمان، نوجوانی بی ادب و سر به هواست که صحبت های پدر و مادر و مدیر و معلمانش هیچ تاثیری در تغییر رویه او ندارد. غذای او همیشه غذاهای آماده و فست فود، چیپس و پفک و تنقلات و نوشابه می باشد. او که در رویای قوی شدن به سر می برد، تصمیم به خوردن داروهای نیروزا می گیرد. در پی مصرف این داروها و در کنار رژیم غذایی نامناسب، پژمان در سن نوجوانی دچار سکته قلبی و مغزی شده و به کما می رود. در زمانی که او به کما رفته، مرد میانسالی که در واقع آینده پژمان است به رویای او آمده و آینده بسیار بدی که او در پی رفتارهای نادرستش برایش به وجود آمده را به او نشان می دهد. پژمان با مشاهده آینده تباهش، پشیمان شده و ...

سکوت گبرا 1398

سکوت گبرا در خصوص دختری به نام غزل است که در خارج از کشور زندگی می کند و به خاطر فروش ارث و میراث پدر بزرگ خود به یکی از شهرستان های ایران می آید ؛ وقتی وارد شهر می شود ، با اتفاقات غیر منتظره ای رو به رو می شود ؛ تا اینکه . . .

یتیم خانه ایران 1394

در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بي‌رحمانه‌اي بودند، ايران اعلام بي‌طرفي مي‌كند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي مي‌شود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيم‌خانه‌اي داير مي‌كند كه بچه‌هاي بي‌سرپرست را در آنجا نگهداري مي‌كنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيم‌خانه را بر عهده مي‌گيرد، پرچم‌دار مبارزه با نيروهاي بيگانه مي‌شود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.