برچسب بهار رسولی

اشک و سکوت 1390

یک مادر و دختر به نام پوران و ترانه در خارج از کشور زندگی می‌کنند. پوران برای دیدن مادرش که پیرزنی مریض است و در ایران زندگی می‌کند همراه با دخترش به ایران می آیند، او به دلیل اصرار زیادی که دارد مایل نیست کسی از آمدن آن‌ها به میهن آگاه شود اما ناخودآگاه یکی از همسایه‌های قدیمی آن‌ها را می‌بیند و ...

صبح روز هفتم 1387

داستان هفت روز از زندگي دزدي است که تازه از زندان آزاد شده وطلاق همسرش و دوري تنها دخترش او را در شرايط بدي قرار داده است. مرد جوان در اولين صبح پس از آزادي تصميم گرفته دزدي را کنار بگذارد. دوري کردن از وسوسه هاي دزدي ديري نمي پايد و روزهاي بعد که گرسنگي امان مرد جوان را بريده؛ او را از اين تصميم باز مي دارد.