گیسو 1399
رضا (حسین یاری) در مخمصهای افتاده که برای بیرون آمدن از آن به کمک سهیل (محمدرضا گلزار) و پیمان (هومن سیدی) نیاز دارد. اما نقشه آنها آنطور که نباید پیش میرود و اتفاقاتی رخ میدهد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج میکند و …
رضا (حسین یاری) در مخمصهای افتاده که برای بیرون آمدن از آن به کمک سهیل (محمدرضا گلزار) و پیمان (هومن سیدی) نیاز دارد. اما نقشه آنها آنطور که نباید پیش میرود و اتفاقاتی رخ میدهد که کنترل اوضاع را از دست همه خارج میکند و …
در این مجموعه تلویزیونی، پژمان جمشیدی، از بازیکنان سابق تیم ملی فوتبال ایران، نقش خودش یعنی ستاره پیشین پرسپولیس را بازی میکند. او نقش فوتبالیستی را دارد که برای چهارمین فصل پیدرپی با وجود تلاش بسیار، موفق نشدهاست که تیمی را برای خود پیدا کند. پژمان با این وجود، همچنان در حال و هوای شهرت به سر میبرد. او به همراه مدیر برنامهاش به دنبال تیم میگردد و در این مسیر اتفاقات جالبی برای او و مدیر برنامهاش رخ میدهد.
داستان درباره مردی است (مسعود شصتچی) که بر اثر یک اشتباه در موقعیت اشتباهی قرار میگیرد....
این داستان یک پیرزن به نام زمانه خانم (با بازی کتایون امیرابراهیمی) است که دارای یک ساختمان پنج واحده درتهران است و از خارج برمی گرددو در فرودگاه با پسری به نام مسعود آشنا شده و مسعود او را تا خانهاش میرساند. مباشر زمانه خانم خانه را اجاره دادهاست… مسعود مباشر جدید میشود و به دنبال مستأجر برای خانه میگردد. اولین مستاجران ناصر و همسرش نیره که ناصر، دوست مسعود و نیره از اقوام مسعود است، به همراه دو زوج دیگر در خانه ساکن میشوند. مسعود هم برای اینکه در خانه بماند مجبور به ازدواج میشود. خواهر زاده زمانه خانم با نام نیلوفر از خارج میآید و مسعود عاشق او میشود. نصف خانه مال نیلوفر بوده و مستاجران باید خانه را خالی کنند و در آن زمان پدر ناصر از شهرستان میآید و…
داستان فیلم دربارهٔ یک دوره انتخابات مجلس است. دکتر مشرفی (هدایت هاشمی) یکی از کاندیدهای مجلس است. مشاور او لطیف (امیر جعفری) باید هر ماه بابت مهریه همسر سابق خود رویا (بهارهٔ رهنما) دو سکه به او بدهد. همین دو سکه باعث دردسر او و مشرفی میشود. لطیف شغل شریف شرخری را دارد و مشکلات لطیف و کریم مشرفی حوادثی به همراه دارد و مجموعه طنزی را خلق میکند.
دکتر افشار جم پس از سه سال تلاش بیوقفه، موفق به اختراع اکسیری مهم و ارزشمند در زمینه نانوتکنولوژی میشود. او پس از ناکامی در یافتن سرمایه لازم، تصمیم میگیرد از ایران خارج شود. اما هنگامی که یک تصادف، او را راهی بیمارستان میکند؛ تمام مدارک و اطلاعات مهم او توسط دزدی به نام غلامحسین به سرقت برده میشود. غلامحسین برای رهایی از دست پلیس، با مدارک دکتر افشار، از کشور خارج شده و با هویتی جعلی، تلاش میکند تا اختراع او را به فروش برساند.
