مرد نقره ای 1391
هادی رادمنش که کارخانه فرش دارد و دستی در امور خیر، درصدد است تا در انتخابات اصناف، نامزد شود. در این اثنا اما تلفنهای پی درپی و تهدید آمیز، او را به نامِ نادر کوهزاد خطاب قرار میدهد. این در حالی است که دختری به نام نورا به نقره فروشی پسر او (دانیال) سر میزند و به بهانه راه اندازی سایت در قلب او رخنه میکند....
