برچسب بنیامین نتانیاهو

دونالد ترامپ در جعبه فولادی

مذاکرات ایران و آمریکا بر سه محور اصلی متمرکز است: پرونده هسته‌ای، تنگه هرمز و کاهش تنش‌های منطقه‌ای به‌ویژه در لبنان. واشنگتن خواهان محدودیت بلندمدت غنی‌سازی و نظارت گسترده است، اما تهران بر دوره کوتاه‌تر و حفظ حقوق هسته‌ای خود تأکید دارد. هم‌زمان، هرمز به برگ مهم چانه‌زنی بدل شده و تعلیق «پروژه آزادی» نشانه بازآرایی فشار آمریکا ارزیابی می‌شود. با وجود امید به توافق، مسیر دیپلماسی شکننده و پرهزینه باقی مانده است.

اعلام پیروزی زودگذر ترامپ در برابر دست برتر ایران در مذاکرات

ترامپ با اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای خود را پیروز جلوه می‌دهد، اما واقعیت متفاوت است. ایران با ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده و کنترل بالفعل بر تنگه هرمز، با قدرت پای مذاکره رفته است. طرح ده ماده‌ای ایران جایگزین طرح پانزده ماده‌ای آمریکا شده و خواسته‌هایی مانند لغو تحریم‌ها، غرامت و حق غنی‌سازی را شامل می‌شود. شرکت‌های کشتیرانی میان تهدید ایران و تحریم‌های آمریکا سرگردان‌اند و آینده تنگه هرمز همچنان مبهم است.

چرا اروپایی ها طرح حمله به ایران را کنار گذاشتند؟

اروپا در موقعیتی بی‌بازگشت قرار گرفته؛ پس از حمله اولیه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اکنون به دلیل ضررهای راهبردی (سود روسیه، بحران اقتصادی، تضعیف اوکراین) و فاصله از ترامپ، در حال تغییر مسیر است. کشورهایی مثل فرانسه، ایتالیا، لهستان و اسپانیا با اقدامات عملی از جنگ کنار کشیده‌اند. اروپا می‌تواند با بازگشت به دیپلماسی چندجانبه و باز کردن تنگه هرمز از طریق مذاکره با ایران، به صلح پایدار، توافق هسته‌ای جدید و آزادی منابع ایران کمک کند.

آتش‌بس؛ فرصتی برای نفس‌کشیدن یا آرامش پیش از طوفان

آتش‌بس ۱۴ روزه در جنگ ایران شکننده است. ترامپ با نادیده گرفتن کارشناسان و گوش دادن به وعده‌های خوش‌بینانه نتانیاهو (کشته شدن رهبر ایران، قیام مردمی و تغییر نظام) جنگی را آغاز کرد که به شکست انجامید. ایران نه تنها از بین نرفت، بلکه کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت، جسورتر شد و اقتصاد جهانی را شکننده کرد. ترامپ با حذف دیپلمات‌های حرفه‌ای و محاصره خود با آدم‌های مطیع، فاجعه را رقم زد.

چگونه جنگ ترامپ به نفع چین و روسیه تمام شد؟

منتقدان، جنگ شش‌هفته‌ای ترامپ علیه ایران را نسنجیده و فاقد مجوز کنگره و ائتلاف بین‌المللی می‌دانند. او از تهدید «نابودی تمدن ایران» به آتش‌بسی شتاب‌زده رسید که چهار مانع بر منافع آمریکا تحمیل کرد: تسلط راهبردی ایران بر تنگه هرمز، تحلیل رفتن یک‌چهارم ذخیره تاماهاوک در برابر پهپادهای ارزان، فرسایش اعتماد متحدانی مثل ژاپن و عربستان، و تضعیف اعتبار اخلاقی آمریکا با ادبیات خشن. این وضعیت به نفع چین و روسیه تمام شده و کنگره را ناگزیر به مداخله فعال کرده است.

مسیر پر ابهام ایران و آمریکا؛ چرا محاصره دریایی راه حل جادویی نیست؟

مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد بدون توافق پایان یافت. جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، گفت ایران «شرایط واشنگتن را نپذیرفته» و نیاز به تضمین‌های قوی درباره عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای دارد. در مقابل، محمدباقر قالیباف تأکید کرد ایران ابتکاراتی ارائه داده، اما آمریکا نتوانسته اعتماد تهران را جلب کند. اختلاف اصلی بر سر برنامه هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز بود. تحلیلگران می‌گویند مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما آتش‌بس شکننده است.

آیا توافق میان ایران و آمریکا هنوز ممکن است؟

گفت‌وگوهای ایران و آمریکا بدون پیشرفت مشخص پایان یافته و شکاف مواضع همچنان عمیق است. محور اصلی اختلاف، تنگه هرمز و نقش آن در معادلات فشار و بازدارندگی است؛ جایی که ایران با توان اختلال در کشتیرانی، اهرم تازه‌ای کسب کرده و آمریکا در پی مهار آن با محاصره متقابل است. هر دو به دنبال خروج از بحران‌اند، اما توافق همچنان دشوار باقی مانده است.

ایرانی‌ها چگونه دونالد ترامپ را شگفت زده کردند و چگونه آمریکا نتوانست جنگ را طبق برنامه پیش ببرد؟

پس از جنگ ۱۲روزه، درگیری ایران و آمریکا برخلاف برآورد واشنگتن به جنگی فرسایشی ۴۰روزه تبدیل شد. خطاهای راهبردی آمریکا شامل تعمیم نادرست تجربه قبلی، نادیده‌گرفتن تغییر راهبرد ایران، دست‌کم‌گرفتن توان نظامی و انسجام داخلی و بی‌توجهی به هماهنگی «محور مقاومت» بود. همزمان فشارهای داخلی، بحران انرژی و شکاف در ساختار تصمیم‌گیری نظامی، هزینه‌ها را افزایش داد. در نهایت، این مجموعه عوامل آمریکا را به پذیرش مذاکره واداشت و یک بن‌بست راهبردی را رقم زد.