برچسب برادران شهید

آقاجواد تنها با شهادت بازنشسته می‌شد

مادرم وقتی فهمید جواد شهید شده است، به کما رفت. هشت روز در کما بود و خدا عمر دوباره به او داد. از سال ۶۷ که جمال شهید شد، مادرم خانه‌نشین شد. بعد از شهادت جواد بدتر هم شد و خیلی دلتنگی می‌کند. تنها زندگی می‌کند و مدام در حال گریه است. با آنکه دکتر گفته بود نباید گریه کند، اما دست خودش نیست

بعد از شهادت حاجی‌مراد، شنیدن خبر شهادت محمد سخت بود

پدرم ۶۸ سال داشت و با اعزام شدن مداوم برادر‌ها تصمیم گرفت به جبهه برود. می‌گفت: «من که نمی‌توانم بجنگم، اما می‌روم تا شاید بتوانم در آشپزخانه کار کنم و غذایی گرم دست رزمنده‌ها بدهم.» ایشان حدود چهار ماه در جبهه بود. بسیار پیش می‌آمد که محمد، حاجی‌مراد و پدر همزمان در جبهه باشند