برچسب باید جنگ را باور کنیم

تمایزیافتگی

شاید دیده باشیم جمع‌های خانوادگی را که عضوی از خانواده طرد می‌شود، به‌دلیل اینکه همانند دیگران نیست؛ مثلا پدر و مادر خلقیاتی را مطلوب می‌دانند که در فرزندی نمود یافته و فرزند دیگری خالی از آن است. فرزند خلقی دیگر دارد و شخصیتی متفاوت را به نمایش می‌گذارد؛‌ اما خانواده با فرزند متفاوت خود تعاملی […]

راهکارهای خواجه حَلال

در شهر خواجه‌ای بود با عنوان حَلال که مُحل مشکلات بود. روزی یکی از مریدان نزد خواجه آمد و عارض شد که خواجه کجایی که همه شهر را آلودگی برداشته است و جایی برای تنفس‌کردن نیست و تا این چند دَم دیگر از ما باقی مانده است و جان به جان‌آفرین تسلیم نکرده‌ایم…

تایم‌لاین یک برانداز

1مهر طبق معمول خواب‌های براندازی می‌دیده که با صدای «این سگ چیه برداشتی آوردی تو این سگدونی پدرسگ؟» از خواب بیدار می‌شود! او برای اینکه از تهدیدهای پدر و مادرش به خاطر سگ آوردن به داخل اتاقش در امان بماند، از پنجره می‌گریزد.   2مهر تابلوی نقاشی را  که عکس یک سگ روی آن است، […]

در جنگل بی‌پایان آمازون

یک محیط ترسناک از دوره کودکی همیشه شنیدن از آمازون و جنگل آمازون برایم با ترس و دلهره همراه بود؛ تصور یک جنگل بزرگ، بی‌انتها با درختانی بلند و حیوان‌هایی وحشی که آدم نمی‌تواند تنهایی در آن راه برود. آن‌قدر جنگل عجیب‌غریبی است که اگر وسط ظهر هم بخواهی در آن قدم بزنی، قطعا میزان […]

«اثریا» به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد

این کتاب با تمام کتاب‌هایی که در زمینه ادبیات پایداری خوانده‌ای، خیلی متفاوت است. کلمه به کلمه آن با ادبیات محاوره‌ای نگارش شده است. از همان جنس مردمانی که در کوچه و بازار مشاهده می‌کنی؛ ادبیات لاتی و خیلی عامیانه…