مدار بسته (نمایش) 1396
این سریال به موضوع دهه شصت میپردازد که همزمان با جنگ ایران و عراق و حضور جوانان و نوجوانان به جبهه میباشد که در یک محله اتفاقاتی رخ میدهد که داستان جذاب و کمدی پیش میرود.
داستان فیلم اشک هور در فضایی احساسی و تأثیرگذار روایت میشود. ننه علی، مادر چشمانتظار شهید علی هاشمی، در فضای بمباران و صدای آژیرهای قرمز، با نگرانی بر روی سکوی جلوی در خانه نشسته و منتظر بازگشت فرزندش از جبهه است. این انتظار که بیش از دو دهه ادامه دارد، در بستری از خاطرات و امیدهای مادرانه به تصویر کشیده شده است. فیلم با تأکید بر ارتباط عاطفی میان ننه علی و پسرش، تلاش دارد عمق دلبستگیهای انسانی و سختیهای دوران جنگ را به نمایش بگذارد.
اهالی روستای زالاوا ادعا میکنند که دوباره جن به روستایشان زده است. استوار احمدی، رئیس پاسگاه عقیده دارد زالاواییها توهم زدهاند. او برای بررسی مسئله و دیدار با ملیحه بهورز خانه بهداشت به آنجا میرود اما متوجه میشود آمردان، جنگیر معروف به ده آمده تا مراسم جنگیری برگزار کند. استوار که گمان میکند آمردان شارلاتان است با او درگیر میشود اما در مواجهه با آمردان و روستاییان، گرفتارمیشود و جان خود و معشوقهاش مورد تهدید قرار میگیرد.
سرگرد امیرعلی طلوعی (شهرام حقیقت دوست) در حال پیگیری پرونده گروهی از قاچاقچیان اعضای بدن است که به اسم امیر شهسواری (امیررضا دلاوری) میرسد و از دوستش دکتر کسری کیا (امیر آقایی) که در پزشکی قانونی کار میکند کمک میگیرد، اما دکتر کیا روش خاص خود را برای برخورد با جنایتکاران دارد…
فیلم درباره خانواده جنگزدهای در شهر مهران است. زمانی که این شهر اشغال میشود به یزد میآیند و مهمان خانوادهای میشوند که نام پسر آن خانواده نیز مهران است.
گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس، دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد.