برچسب بابک کریمی

ازازیل 1403

«ازازیل» داستانی است از زندگی دکتر شوکا مهرجویی، یک پزشک متخصص زنان و زایمان، و همسرش مانی پاشایی، زندگی آرام این زوج در شب تولد مانی، با ناپدید شدن مرجان، یکی از همسایگان‌شان، به هم می‌ریزد.

سرگرد بهروز شریفی، مأمور تحقیق این پرونده، متوجه می‌شود که ناپدید شدن مرجان ممکن است به دو پرونده مشابه دیگر مرتبط باشد. اما این تنها آغاز ماجرا است؛ کشف یک جسد در نزدیکی محل زندگی این زوج، پرونده را وارد فازی پیچیده و پر رمز و راز می‌کند.

شهر خاموش 1401

بمانی به جرم قتل شوهرش ۱۰ سال را در زندان سپری کرده است و فرزندش را به خانواده شوهرش دادند. او که به طور موقت آزاد می‌شود، بلافاصله به دنبال پسرش می‌گردد. بمانی به کارگاه اسقاط ماشین می‌رود که ابی، برادر شوهرش در آنجا کار می‌کند اما ادعا می‌کند که از سرنوشت پسرش چیزی نمی‌داند…

احمد به تنهایی 1400

روانپزشکی به نام احمد مسعود، در پی بی‌خبری از همسرش، کتی، در جستجوی اوست. دوستان سابق که هر یک به دلیلی از او بریده‌اند، کمکش نمی‌کنند. احمد در انتهای شب، تجربه‌ای عجیب را حین مکالمه با زنی که با او هم‌دردی می‌کند، از سر می‌گذراند و…

شهر هرت 1401

این فیلم داستان یک خواهر و برادر به نام‌های «پرویز» و «پرستو» را روایت می‌کند که خرج خود را از راه سرکیسه کردن خانواده‌های پولدار درمی‌آورند. پرویز با کرایه کردن یک ماشین نعش‌کش به خانه مرده‌های پولدار می‌رود و با دادن آدرس آن‌ها به خواهرش پرستو شرایط کلاهبرداری را مهیا می‌کند. پرستو به‌عنوان همسر دوم متوفی و با یک صیغه‌نامه جعلی وارد مراسم می‌شود و با معرفی کردن خود به عنوان همسر مبلغی حق‌السکوت دریافت می‌کند.

پرستو که ۴۴ ساله است و نامزدش در زندان به سر می‌برد تلاش می‌کند او را آزاد کند. اما در یکی از کلاهبرداری‌های مشترک‌شان با پرویز اسیر باند خطرناک و مافیاییِ «سالار» می‌شوند که به تازگی مقدار زیادی دلار اختلاس کرده و با جا زدن خود به عنوان مرده قصد فرار از ایران را دارد. پرستو متوجه این اقدام سالار می‌شود و تلاش می‌کند از این اطلاعات جدید برای تَلَکه کردن بیشتر او استفاده کند. غافل از این‌که سرنوشت شرایط دیگری را برای او و پرویز رقم زده

فسیل 1401

این فیلم داستان اسماعیل (بهرام افشاری)، سعید (هادی کاظمی) و صفا (ایمان صفا) که عضو گروه موسیقی بلک داگز هستند، برای معروفیت و موفقیت تلاش می‌کنند. اسماعیل (ملقب به اسی) دنبال اجرا جلوی شاه است؛ اما صفا گرایش چپ دارد و با سرودن ترانه‌های اعتراضی سعی می‌کند محبوبیتی بین مردم کسب کند؛ ولی به زندان می‌افتند.

رهایم کن 1401

«هاتف» و «حاتم» دو برادر از یک خانواده سرشناس ساکن سیاهرود هستند. حاتم پسر ارشد خانواده دلداده پرستار بچه‌اش، «مارال» است. در حالی که هنوز ابهامات زیادی در رابطه با سرنوشت زن سابقش در میان اهالی سیاهرود وجود دارد. مارال می‌فهمد جان برادرش در خطر است. حاتم در پی کمک به مارال و پیگیری ماجرا متوجه می‌شود داستان برادر او به برادر کوچک خودش هاتف که چند سالی است به تهران مهاجرت کرده، گره خورده است. با بازگشت هاتف به سیاهرود، دو برادر درگیر موقعیت پیچیده عاشقانه‌ای می‌شوند كه خروج از آن ممكن است آنها را تا مرزهای غریبی از عشق و نفرت بكشاند...